ارائه الگوی ارزش آفرینی در صنعت بانکداری با تاکید بر هوش مصنوعی
نویسندگان
1 گروه تحصیلات تکمیلی مدیریت بازرگانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 گروه مدیریت بازرگانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 گروه مدیریت دولتی، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
JABM.3.2.15564.3514545.2594721چکیده
هدف: این پژوهش با هدف ارائه الگوی ارزشآفرینی در صنعت بانکداری با تأکید بر هوش مصنوعی انجام شده است.روششناسی: تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی است. رویکرد پژوهش، گراندد تئوری بوده و دادهها از طریق مصاحبه عمیق با خبرگان گردآوری شد. جامعه آماری شامل اساتید دانشگاه و مدیران ارشد بانکی آشنا با موضوع بود. نمونهگیری بهصورت نظری و هدفمند با استفاده از روش گلولهبرفی صورت گرفت. پس از انجام ۱۸ مصاحبه، به دلیل تکرار مفاهیم و مقولهها و عدم ظهور داده جدید، «اشباع نظری» محقق شد. برای سنجش روایی از روش صوری استفاده گردید؛ به این ترتیب که پرسشها و کدگذاریها توسط استادان راهنما، مشاور و خبرگان تأیید شد. همچنین پایایی دادهها از طریق توافق درونموضوعی بررسی شد و ضریب ۸۸/۹۷ درصد به دست آمد که نشاندهنده قابلیت اعتماد نتایج است.یافتهها: تحلیل دادهها نشان داد تحقق ارزشآفرینی مبتنی بر هوش مصنوعی در بانکداری نیازمند مجموعهای از شرایط علّی، زمینهای و مداخلهگر است. توسعه زیرساختهای فناورانه و دادهمحور، توانمندسازی منابع انسانی، تأمین مالی پایدار، الزامات قانونی و ارتقای امنیت دادهها از جمله شرایط علّی کلیدی بودند. علاوه بر این، ادغام تدریجی بانکداری سنتی با الگوهای نوین مبتنی بر هوش مصنوعی به عنوان یک ضرورت حیاتی شناخته شد. شرایط زمینهای به محدودیتهای ساختاری و کیفیت دادهها مربوط بود و شرایط مداخلهگر شامل نقش نهادهای حاکمیتی، فشارهای بینالمللی، فرهنگ سازمانی و روندهای جهانی فناوری بود.نتیجهگیری: بر مبنای یافتهها، راهبرد کلان «پیادهسازی جامعنگر، ایمن، شفاف، منعطف و مبتنی بر یادگیری سازمانی در بانکداری هوشمند» تدوین شد. اجرای این راهبرد میتواند پیامدهایی نظیر اعتبارسنجی هوشمند مشتریان، بهبود تجربه کاربری، ارتقای امنیت دادهها، کاهش هزینههای عملیاتی و افزایش اعتماد عمومی را به دنبال داشته باشد. در نهایت، حرکت نظام بانکی ایران به سوی ارزشآفرینی با بهرهگیری از هوش مصنوعی نه تنها موجب ارتقای بهرهوری و کاهش ریسکها میشود، بلکه بستر لازم برای ایجاد مزیت رقابتی پایدار و تقویت جایگاه بانکها در سطح ملی و بینالمللی را فراهم میآورد.