بازنمایی فضا و هویت شهری در شعر سپانلو بر اساس رویکرد نقد جغرافیایی
نویسندگان
1 دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22067/rltf.v1i2.83067چکیده
میشل کولو در کتاب خود دربارة جغرافیای ادبی، پس از ارائة تصویری کلی از گرایش های موجود در جغرافیای ادبی، به بررسی آثار برخی از نویسندگان و شاعران قرن نوزده و بیست فرانسه میپردازد. او در این بررسی آثار نویسندگان و شعرایی را مورد نقد قرار میدهد که با دیدگاه جغرافیای ادبی همساز و هماهنگ باشند. در بستر شعر فارسی نیز محمدعلی سپانلو از جمله معدود شاعرانی است که به مقولة فضا و شهر به عنوان عنصری مهم در تصویرسازی شاعرانه توجه کرده و شهر زادگاه خود تهران را دست مایة اصلی شعرهایش قرار داده است. سپانلو شاعری تهرانی است، او اشعار خاصی در مورد تهران سروده و در سایر اشعار هم با حس بالای شاعرانهای از زادگاه خود یاد کرده است. میتوان گفت سپانلو در اشعارش نگاهی اسطورهای به تهران دارد و از این نگاه برای بیان دردها و ناملایمات اجتماعى استفاده میکند. در این مقاله در نظر داریم با تکیه بر اندیشههای میشل کولو در باب جغرافیای ادبی و با نگاهی به پارهای از شعرهای سپانلو به عنوان شاعری مدرن و توانا، به بررسی چگونگی انعکاس حضور تهران در شعر او و چگونگی نگاه وی به این شهر بپردازیم.