نظام مرکزمدار نشانه ای در شعر «آزادی» پل آلوار
نویسندگان
1 دانشگاه اصفهان
doi
10.22067/rllf.v0i0.20085چکیده
ریفاتر در نظریاتی که در باب خوانش نوع ادبی شعر ارائه میکند، دو نوع خوانش متباین را از شعر ممکن میداند: خوانش دریافتی و خوانش پسکنشانه. مراد او از خوانش دریافتی، خوانشی است که در آن معنای اولیه از منشور دلالتهای رایج زبانی مورد توجه قرار میگیرد و خوانش پسکنشانه، خوانشی است که خواننده در آن مجال پیدا میکند که به ساماندهی ذهنی تداعیهای معنایی عمیقتر مبادرت ورزد. در واقع خوانش دریافتی، به دریافت اولیه معنا منتهی میشود و خوانش پسکنشانه، کشف دلالتهای پوشیده و ژرفساختی متن را به ارمغان میآورد. مقاله حاضر با انتخاب یکی از مشهورترین اشعار ادبیات معاصر جهان، یعنی شعر «آزادی»، سروده پل الوار، شاعر فرانسوی قرن بیستم، در نظر دارد اولاً تبیینی مبسوط از آنچه خوانش پسکنشانه شعر نامیده میشود، ارائه کند؛ ثانیاً؛ با کاربست خوانش پسکنشانه به شعر «آزادی» پل آلوار، قابلیتهای تأویلپذیری شعر او را مورد بررسی قرار داده و با تکیه بر مفاهیمی نظیر نظام مرکزمدار نشانهای، خوانشی بدیع و خلاق از این شعر ارائه کند. در خوانش پسکنشانه که از نظرگاه بررسی انباشتها و منظومههای توصیفی این شعر صورت میپذیرد، کشف وجوه نمادین، نمایهای و شمایلی نشانههای موجود در شعر «آزادی» امکانپذیرتر میشود. خوانش پسکنشانه شعر «آزادی» مؤید این مطلب است که بنمایههای این شعر نظیر «گذشته مشترک»، «تاریخ مشترک» و «طبیعت آشنا» همچون بسیاری از دالهای دیگر این شعر، رفته رفته آشکاربودن طبیعی و معمول خود را رها کرده و به هیئت نمادهای گسترده و رازناک درآمدهاند. میتوان گفت پل آلوار برای برساختن و انتقال معانی که درنظرداشته، از نظام نشانهها مدد جسته و خوانندهای که در سودای درک و فهم عمیقتری از شعر اوست، راهی جز رمزگشایی از سلسله انباشتها و منظومه توصیفی این شعر ندارد.