آنیما و راز اسارت خواهران همراه در شاهنامه

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات¬فارسی دانشکده ادبیات و علوم¬انسانی دانشگاه شهرکرد

2 دانشجوی کارشناسی¬ارشد ادبیات فارسی

doi
چکیده

شاهنامه فردوسی از ارزنده‌ترین آثار ادبی ایران و جهان است که از دیدگاه‌های مختلف قابل نقد و بررسی است. این اثر ارزشمند و افتخارآمیز را می‌توان از جهت زبان و ادبیات، جامعه‌شناسی، اسطوره‌شناسی، داستان‌پردازی و سایر زمینه‌ها تحلیل کرد. یکی از زمینه‌های به نسبت جدید که می‌تواند بستر پژوهش در شاهنامه باشد و آثار و نتایج مفیدی به‌دست دهد، روان‌کاوی و روان‌شناسی است. از روان‌کاوان و روان‌شناسان برجسته و صاحب‌نظر دوران اخیر که آرا و نظرات او در بررسی آثار ادبی مشرق‌زمین مفید و قابل استفاده است، کارل گوستاو یونگ است. آنیما (وجود مادینه) از مهم‌ترین موضوعات نظریه روان‌شناسی تحلیلی شخصیت اوست که به گفته وی به صورت‌های دوگانه سازنده و ویران‌گر نمود پیدا می‌کند. زنان در شاهنامه در کنار داشتن جلوه‌های بیرونی و اجتماعی خود می‌توانند به گونه‌ای نمودهای دو‌گانه آنیما باشند که در ناخودآگاه جمعی قوم ایرانی وجود داشته و در اسطوره و پس از آن در حماسه پدیدار شده‌اند. سودابه و زنان گمراه‌کننده هفت‌خوان، آنیمای منفی و فرانک، فرنگیس، رودابه و سیندخت آنیمای مثبت ناخود آگاه‌اند که در حماسه نقش و کارکرد مهمی ایفا می‌کنند. خواهران توأمانی (پاکیزه رویان جمشید و خواهران اسفندیار) که در شاهنامه به اسارت درمی‌آیند و سپس آزاد می‌شوند بیانگر این نکته‌اند که آنیما در برخورد با خودآگاه می‌تواند دگرگون شود و از حالت آفرینندگی و پاکی به اسارت و ناپاکی درآید و دوباره در برخورد با یک خودآگاه نیک به حالت اولیه خود باز گردد. در این مقاله به بررسی این موضوع پرداخته شده‌است.