تأثیر عزم استراتژیک بر تغییر استراتژیک هوشمند با میانجیگری تدوین استراتژی (مورد مطالعه: بانک رفاه کارگران)
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی، گرایش مدیریت استراتژیک، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
JABM.3.2.15564.351256.32574515چکیده
عزم استراتژیک به نوعی جاه طلبی یا وسواس برای رسیدن به چیزی یا به عنوان وسواس برنده شدن شناخته میشود و به عنوان پشتوانه و نیروی اثر گذار بر تدوین استراتژی، مسیر تغییرات استراتژیک مورد نظر را مشخصتر و یکدست تر میکند. جامعه این پژوهش را مدیران و کارشناسان بانک رفاه کارگران در شعب تهران تشکیل داده و حجم آن به تعداد 1000 نفر تخمین زده میشود. روش نمونه گیری، خوشه ای دو مرحلهای است که از 70 شعبه تصادفی شهر تهران این بانک به دست آمد و حجم نمونه طبق جدول مورگان 278 میباشد. پرسشنامه استفاده شده به عنوان ابزار این پژوهش شامل ۵۸ سوال میباشد که پاسخ دهندگان با استفاده از طیف پنج سطحی لیکرت به آن پاسخ دادهاند. در این پژوهش روایی با استفاده از روایی همگرا و روایی واگرا و پایایی با استفاده از پایایی کرونباخ و پایایی ترکیبی سنجیده شد. نتایج AVE نشان دهنده این موارد هستند که، پرسشنامه و متغیرها روایی خوبی دارند. شاخص CVR کل برای سنجش روایی محتوایی است نیز ٠.۹ میباشد. میانگین ضرایب آلفای کرونباخ برای مجموع معیارها برابر با ٠.۸۵۹ برآورد شده که بالاتر از ٠.۷ میباشد. بر اساس مقدار 0.699= GOF نیز مقداری قویی دارد، پس میتوان گفت برازش کلی، مقدار بالایی است و برازش مدل تایید است. بنابراین بین عزم استراتژیک با تغییر استراتژیک با توجه به نقش میانجی تدوین استراتژی رابطه مثبت وجود دارد.