ارزیابی تأثیر قواعد مختلف سیاست پولی بر رفاه اجتماعی در دوره‌های ثبات و بحران ارزی در ایران

نویسندگان

1 بخش اقتصاد، دانشکده اقتصاد ، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز

2 بخش اقتصاد، دانشگاه شیراز

3 دانشگاه شیراز

4 دانشگاه شیراز

doi
JABM.3.2.15564.351253.2327765798484
چکیده

هدف اصلی این پژوهش برآورد آثار رفاهی قواعد مختلف سیاست پولی در ایران با در نظر گرفتن دوره‌های ثبات و بحران ارزی است. برای دستیابی به این هدف، یک مدل چند بخشی تعادل عمومی پویایی تصادفی کینزی جدید برای اقتصاد ایران برآورد شد. پس از طراحی مدل با معرفی 6 قاعده سیاست پولی مختلف اقدام به مقایسه اثرات رفاهی تغییر در قواعد سیاست پولی جایگزین برای اقتصاد ایران شد. در این پژوهش تلاش شد تا به این سؤال پاسخ داده شود که با توجه به ساختار اقتصاد ایران، کدام قاعده سیاست پولی در دوره‌های ثبات و بحران ارزی می‌توانند از منظر رفاهی کارآمدتر باشند. در گام نخست با استفاده از شاخص فشار بازار ارز، دوره‌های ثبات و بحران ارزی در اقتصاد ایران طی سال‌های 1367 تا 1401 شناسایی شدند. سپس با استفاده از داده‌های موجود در اقتصاد ایران، برآورد مدل‌ها و استفاده از نتایج سایر پژوهش‌ها اقدام به کالیبره کردن مدل بر اساس دوره‌های ثبات و بحران ارزی شد. درنهایت، زیان رفاهی قواعد مختلف پولی در دوره‌های مختلف با در نظر گرفتن شوک‌های منفرد و نیز وارد شدن 5 شوک به‌صورت همزمان بر اقتصاد محاسبه شده و با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج این پژوهش نشان داد در دوره بحران‌های ارزی، بیشترین زیان رفاهی مربوط به زمانی است که سیاست‌گذار پولی قاعده رشد تولید اسمی را به‌عنوان مبنای سیاست پولی قرار دهد. همچنین طی این دوره کمترین میزان زیان رفاهی در شرایطی رخ می‌دهد که سیاست‌گذار پولی جهت تنظیم مقادیر متغیرهای پولی از قاعده تثبیت نرخ ارز استفاده کند. بر اساس نتایج پژوهش در دوران ثبات نسبی نرخ ارز در اقتصاد ایران، بیشترین زیان رفاهی مربوط به زمانی است که سیاست‌گذار پولی قاعده رشد تولید اسمی را به‌عنوان مبنای سیاست پولی قرار دهد. همچنین طی این دوره کمترین میزان زیان رفاهی در شرایط رخ می‌دهد که سیاست‌گذار پولی جهت تنظیم مقادیر متغیرهای پولی از قاعده تعمیم یافته کابرا و همکاران (تعیین رشد حجم پول بر اساس نرخ تورم، شکاف تولید، نرخ ارز و مقادیر گذشته حجم پول) استفاده کند.