حکمرانی انرژی و اقتصاد سیاسی سبز: بررسی نقش تناسب نهادی در سیاست‌گذاری زیست‌محیطی در ایران

نویسندگان

1 دکتری اقتصاد پولی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

2 استاد گروه اقتصاد، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

3 استادیار، گروه اقتصاد، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.

doi
10.30465/ce.2025.51474.2026
چکیده

بحران زیست‌محیطی به یکی از چالش‌های اساسی اقتصادهای مدرن و درحال‌توسعه تبدیل شده است و مقابله با آن مستلزم بازنگری در سیاست‌های کلان اقتصادی و سازوکارهای نهادی است. با وجود گسترش ادبیات اقتصاد سیاسی سبز، همچنان رابطۀ میان استقلال بانک مرکزی، تنظیم‌گری دولتی و پایداری زیست‌محیطی در کشورهایی با ساختار نهادی خاص، از جمله ایران، به‌درستی تحلیل نشده است. این پژوهش با تلفیق چارچوب اقتصاد سیاسی سبز و مدل کارفرما-کارگزار، و با افزودن شاخص «تناسب نهادی» به‌عنوان سنجه‌ای از هم‌راستایی دولت و بانک مرکزی، تأثیر ساختار نهادی بر حکمرانی انرژی و سیاست‌های زیست‌محیطی در ایران را بررسی می‌کند. در شرایط وجود تناسب نهادی مناسب، دولت و بانک مرکزی می‌توانند سیاست‌های هماهنگ و هم‌جهتی را در راستای مقابله با تغییرات اقلیمی و بهبود حکمرانی انرژی اتخاذ کنند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که سطح تناسب نهادی تأثیر قابل‌توجهی بر کارآمدی سیاست‌های پولی و احتیاطی کلان در کاهش انتشار آلاینده‌ها، کنترل نوسانات تورمی، مدیریت شکاف تولید و اهرم مالی دارد. بنابراین، اصلاح ساختارهای نهادی و تدوین سازوکارهای تنظیم‌گری کارآمد، و ایجاد یک تناسب نهادی بهینه میان دولت و بانک مرکزی پیش‌شرط گذار به اقتصاد سبز در ایران است.