نقشۀ شناخت فازیِ داستان سرایی تعاملی در بازاریابی دیجیتال: تحلیل پیشایندی و پسایندی
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران
doi
JABM.3.2.15564.3584353454447580چکیده
داستان سرایی تعاملی با ترکیب عناصر تعاملی و روایت های غوطه ور، ابزاری قدرتمند برای جذب مخاطبانِ هدف ارائه داده و تجربه ای فراموش نشدنی ایجاد کنند که به برندها اجازه می دهد تا از محدودیت های بازاریابی سنتی رها شده و با مخاطبان خود در سطح عمیق تری ارتباط برقرار کنند. این رویکرد، ناظرانِ منفعل را به شرکتکنندگانِ فعال تبدیل میکند و تجربهای به یاد ماندنیتر و تأثیرگذارتر ایجاد میکند. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل عوامل پیشایندی و پسایندهای داستان سرایی تعاملی در بازاریابی دیجیتال انجام شد. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از حیث شیوه گردآوری اطلاعات، اکتشافی است که مدیران کسبوکارهای دیجیتال و اساتید بازاریابی و تجارت الکترونیک بهعنوان نمونه انتخاب شدند. پژوهش حاضر یک پژوهش آمیخته با رویکرد اکتشافی است، که در بخش کیفی، دادههای کیفی که بااستفاده از نظرات 19 نفر از خبرگان جمعآوری شدند، توسط نرم افزار مکسکیودیای و روش تحلیل محتوا و کدگذاری تحلیل شدند. سپس در بخش کمی، دادهها در قالب پرسشنامه مقایسه زوجی، در اختیار همان نمونه قبلی قرار گرفت و با استفاده از روش نقشه شناخت فازی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که از میان پیشایندهای داستانسرایی تعاملی در بازاریابی دیجیتال، غوطهوری، بیشترین ظرفیت تأثیر پذیری را داشته و داستان متقاعد کننده، بیشترین ظرفیت تاثیرگذاری را دارد. همچنین از میان پسایندهای داستانسرایی تعاملی در بازاریابی دیجیتال، آگاهی از علایق مشتریان، دارای بیشترین ظرفیت تأثیرپذیری بوده و شخصیسازی نیز دارای بیشترین ظرفیت تأثیرگذاری میباشد.