ایستایی و پویایی معنای متن؛ مطالعه موردی حقوق قراردادهای ایران و انگلستان
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق خصوصی دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22106/jlj.2024.2042705.6060چکیده
اختلاف در مفاد متن، اجتنابناپذیر و حل آن مستلزم تفسیر است. تفسیر، مواجهه با خوانشهای متفاوت از متن است، نه انتخاب یک خوانش و رد سایر خوانشها. اما آیا هر خوانشی، خالق معنایی مستقل است، یا تمامی خوانشها حول محور معنایی واحد میگردند؟ این مساله در قالب دو مکتب ایستایی و پویایی معنا مطرح میشود. در مکتب ایستایی، دو رویکرد مبتنی بر معنای لغوی و مبتنی بر معنای مقصد مولف بررسی میشود و در مکتب پویایی، چهار رویکرد مبتنی بر تعامل متن و مفسر، مبتنی بر متن، مبتنی بر کارکرد و رویکرد آزاد. حقوق ایران پیرو رویکرد مبتنی بر مقصود مولف است و معنا را همان مقصود متعاقدین میداند. حقوق انگلستان نیز همواره به ایستایی معنا معتقد بوده، اما در طول زمان، سه رویکرد مختلف را در پیشگرفته است: در رویکرد سنتی، معنای لغوی، در رویکرد مدرن، اوضاع و احوال زمان قرارداد و در رویکرد کنونی، تعادل بین متن و اوضاع و احوال زمان قرارداد را ملاک میداند. لذا بر خلاف ایران، اولاً ایستایی معنای قرارداد در انگلستان همواره نوعی بوده و ثانیاً رویکردهای تفسیری انگلستان، به عنوان نظامی که راهکارهای عملی و سودمندی آنها را به انسجام نظری ترجیح میدهد، به سختی با یک رویکرد تفسیری مشخص، تطبیق مییابد.