ارزیابی الگوی فضایی جنگلهای شهری و تاج پوشش درختان در تهران: رویکردی بر پایه بومشناسی سیمای سرزمین
نویسندگان
1 نویسنده مسئول، استاد، گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
2 استاد گروه محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
4 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه احیای مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
doi
10.22092/ijfpr.2025.368421.2192چکیده
سابقه و هدف: جنگلداری شهری بهمعنای مدیریت و برنامهریزی برای فضاهای درختی شهری و جنگلهای موجود در محدودههای شهری است که نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی و زیستپذیری شهرها ایفا میکند. اهمیت فضای سبز شهری، بهویژه در منطقههای پرتراکم و با بافت فشرده، بهدلیل تأثیر آن بر کاهش آلودگی هوا، کنترل دمای محیط، کاهش اثرات جزیرههای حرارتی و افزایش سلامت روانی شهروندان مورد تأکید قرار دارد. باتوجهبه روند روبهرشد شهرنشینی و تخریب فضاهای سبز، ارزیابی توزیع و چیدمان فضاهای سبز درختی شهری، بهویژه در منطقههای قدیمی و مرکزی مانند منطقههای 10، 11 و 12 شهر تهران، امری ضروری است. هدف این پژوهش، شناسایی الگوهای چیدمان فضای سبز درختی، تعیین سرانه فضای سبز درختی و ارائه راهکارهایی برای بهبود شرایط موجود در این منطقهها است.مواد و روشها: در پژوهش پیشرو، ابتدا نقشه لکههای فضای سبز درختی در منطقههای 10، 11 و 12 شهر تهران با استفاده از تصاویر با وضوح زیادِ Google Earth تهیه شد. برای تحلیل و مدلسازی چیدمان لکههای فضای سبز درختی از نرمافزار ArcGIS و سنجههای سیمای سرزمین بهره گرفته شد. سه نوع الگوی چیدمان فضای سبز درختی شامل تکپایه (درختان منفرد در بافت مسکونی)، خطی (درختان حاشیه معابر و خیابانها) و کپهای (تجمع درختان در پارکها و فضاهای عمومی) تعریف شدند. دادههای جمعیتی منطقههای مورد مطالعه از منابع شهرداری تهران استخراج شد و نقشه سرانه فضای سبز درختی باتوجهبه این دادهها تهیه شد. تحلیلهای عددی در نرمافزار Fragstats انجام گرفت و سنجههایی مانند مساحت لکه (CA)، تعداد لکه (NP)، شاخص شکل لکه (LSI) و میانگین فاصله نزدیکترین همسایه (ENN_MN) محاسبه شدند. دقت نقشههای برداشتشده فضای سبز درختی با استفاده از برداشتهای میدانی و شاخصهای صحت کلی و کاپا ارزیابی شد. صحت کلی نقشهها 5/98 درصد و شاخص کاپا 12/96 درصد بهدست آمد.نتایج: در هر سه منطقه مورد مطالعه، مدل چیدمان خطی، بیشترین مساحت را بهخود اختصاص داد. بهطوریکه این الگو در منطقه 11 با 48/103 هکتار، بیشترین مساحت را داشت. در مقابل، چیدمان کپهای با مساحتی کمتر، اغلب در پارکها و فضاهای سبز درختی عمومی مشاهده شد. این چیدمان در منطقه 10 کمترین مساحت را داشت. الگوی مدل چیدمان تکپایه با وجود تعداد بیشتر لکهها، سهم کمی ازنظر مساحت را بهخود اختصاص داد و اغلب در منطقههای مسکونی با تراکم زیاد مشاهده شد. ازنظر سرانه فضای سبز درختی، منطقه 12 با 53/7 متر مربع بهازای هر نفر، بیشترین و منطقه 10 با 16/2 متر مربع برای هر نفر، کمترین مقدار را داشتند. این تفاوت نشاندهنده نابرابری شدید در دسترسی به فضای سبز درختی بین منطقهها و حتی نواحی داخلی هر منطقه است. تحلیل سنجههای سیمای سرزمین نشان داد که شاخصهای شکل لکه و مساحت لکه، سنجههای مناسبی برای تهیه مدل چیدمان لکههای فضای سبز درختی هستند. همچنین، در منطقههای با تراکم زیادِ جمعیت، لکهها بیشتر بهصورت پراکنده و کوچک مشاهده شدند.نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که الگوی چیدمان خطی بهدلیل قابلیت اجرای آن در امتداد خیابانها و معابر عمومی، مناسبترین گزینه برای منطقههای پرتراکم مانند منطقههای 10، 11 و 12 است. توسعه چیدمان خطی میتواند به کاهش آلودگی هوا، بهبود کیفیت بصری و ایجاد سایه در معابر کمک کند. در عین حال، چیدمان کپهای با تمرکز بیشتر در پارکها و باغها، خدمات بومشناختی بیشتری ارائه میدهد و برای ایجاد فضاهای اجتماعی مناسبتر است. برای منطقههای با کمبود فضای سبز درختی مانند منطقه 10، توسعه پارکهای محلی کوچک و استفاده از زمینهای بایر برای کاشت درختان پیشنهاد میشود. بهبود دسترسی به فضای سبز در این منطقهها میتواند نابرابریهای محیطزیستی را کاهش و کیفیت زندگی شهروندان را ارتقا دهد. نتایج این پژوهش، ابزاری مفید برای برنامهریزی شهری و راهکارهایی عملی برای توسعه متوازنِ فضای سبز درختی شهری ارائه داده است.