تأثیر پدیده زوال بر جذب عناصر غذایی برگ در درختان سالم و درختان متأثر از زوال بلوط ایرانی (.Quercus brantii Lindl) در جنگلهای کهگیلویه و بویراحمد
نویسندگان
1 استاد، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
2 پژوهشگر، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
3 دکتری جنگلداری، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
4 دانشیار، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
5 پژوهشگر، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
6 استادیار، بخش تحقیقات جنگلها، مراتع و آبخیزداری، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان کهگیلویه و بویراحمد
doi
10.22092/ijfpr.2025.367498.2182چکیده
سابقه و هدف: پدیده زوال بلوط با بروز خشکیدگی در پایههای مختلف بلوط ایرانی (.Quercus brantii Lindl)، بهعنوان گونه غالب درختی در جنگلهای زاگرس، همراه شده است. دانستن چگونگی تغییرات عناصر غذایی در برگ درختان روبهزوال میتواند اطلاعات مناسبی در خصوص پاسخهای فیزیولوژیک درختان به این تنشها ارائه کند. باتوجهبه افزایش روزافزون زوال در جنگلهای زاگرس جنوبی، هدف اصلی این پژوهش، مقایسه تغییرات عناصر غذایی موجود در برگ درختان بلوط روبهزوال و سالم در جنگلهای کهگیلویه و بویراحمد در دو سال متوالی بود.مواد و روشها: درختان از دو رویشگاه یک هکتاری در منطقه سرآبتاوه (شاهد) و منطقه سیسخت (زوال) انتخاب شدند. در قطعهنمونه متأثر از زوال، پنج پایه سالم و پنج پایه خشکیده و در قطعهنمونه شاهد فقط پنج درخت سالم انتخاب شدند. نمونههای برگ در اواخر فصل رویش (مرداد) در دو سال متوالی 1399 و 1400 جمعآوری شدند. نمونهبرداری برگ از میانه ارتفاع تاج درخت و در چهار جهت جغرافیایی اصلی انجام گرفت. بهطوریکه از هر جهت تاج، پنج برگ انتخاب شد. درنهایت، 20 برگ بهعنوان یک نمونه مرکب برای هر درخت در نظر گرفته شد. غلظت عناصر ضروری و ریزمغذی در برگ با روشهای متداول عصارهگیری و اندازهگیری شدند. درنهایت، از تجزیه واریانس دوطرفه و اختلاف میانگین بهروش دانکن برای مقایسه بین تیمارهای مختلف از طریق نرمافزار R استفاده شد.نتایج: بهطورکلی در همه قطعههای نمونهبرداری، غلظت عناصر نیتروژن بین یک تا 6/1 درصد، پتاسیم برگ حدود 2/0 تا یک درصد و فسفر برگ بین 1/0 تا 2/0 درصد متغیر بود. نتایج نشان داد که سال نمونهبرداری (1399 و 1400) اثر معنیداری بر غلظت عناصر اندازهگیریشده به استثناء منیزیم برگ درختان بلوط داشت. مقدار نیتروژن در سال دوم نسبت به سال اول در هر سه توده کاهش یافت، اما این کاهش تنها در درختان ناسالم منطقه زوالیافته از نظر آماری معنیدار بود. فسفر در همه تودهها بین دو سال نوساناتی نشان داد، اما اختلاف آن از نظر آماری معنیدار نبود. همچنین، پتاسیم با وجود افزایش نسبی در سال دوم، اختلاف معنیداری بین دو سال در هیچیک از تودهها نشان نداد. مقایسه میانگین دادههای عناصر دیگر برگ نشان داد که مقدار آهن، روی و منگنز بهطور معنیداری در تودههای مورد بررسی در سال دوم، بیشتر از سال اول بودند. همچنین، مقادیر عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم در طی سالهای مطالعه در منطقه زوال، بیشتر از شاهد بهدست آمد. عناصر منگنز، مس و روی نیز بیشترین مقدار را در درختان سالمِ منطقه شاهد و سپس، درختان ناسالمِ منطقه زوال و کمترین مقدار را در درختان سالمِ منطقه زوال داشتند.نتیجهگیری کلی: باتوجهبه تغییرات معنیدار اغلب عناصر در برگ درختان زوالیافته نسبت به درختان سالم میتوان نتیجهگیری کرد که زوال بلوط ایرانی با کاهش نیتروژن و فسفر وافزایش عناصر پتاسیم، آهن، روی و منگنز بر جذب مواد مغذی در برگ این درختان تأثیر داشته است. اندازهگیری مواد مغذی برگ درختان میتواند میزان جذب در بومسازگان جنگلی و روابط تنشهای گیاهی- محیطی را منعکس کند. تغییرات مشاهدهشده در پژوهش پیشرو ممکن است بهدلیل سازوکارهای دفاعی درختان اتفاق افتاده باشد تا تحمل درختان را در برابر تنشهای محیطی افزایش دهد. به همین دلیل، درک بهتر از اثرات زوال بر تغذیه درختان برای توسعه راهبردهایی برای کمینه کردن آسیب ناشی از زوال، مفید خواهد بود. واژههای کلیدی: تنش محیطی، جنگلهای زاگرس جنوبی، خشکیدگی، ریزمغذی، فیزیولوژی.