تأثیر برخی عوامل فیزیوگرافی بر ویژگیهای کمی ارس (.Juniperus excelsa M.Bieb) در ذخیرهگاه طبیعی دوستک، شمال غرب ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جنگلداری، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
2 نویسنده مسئول، دانشیار، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
3 استاد، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
4 استاد، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
5 استادیار، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
doi
10.22092/ijfpr.2025.367109.2178چکیده
سابقه و هدف: ارس (Juniperus excelsa M.Bieb.) از معدود گونههای سوزنیبرگ ایران است که در بسیاری از مناطق کوهستانی کشور رویش دارد و خدمات بومسازگانی متنوعی مانند ترسیب کربن، جلوگیری از فرسایش خاک و ارزش زیباییشناختی ارائه میدهد. شناخت ناکافی و بهرهبرداری بیرویه و غیراصولی در چند دهه گذشته سبب تخریب رویشگاههای طبیعی آن شده است. این پژوهش با هدف بررسی ویژگیهای کمی تودههای ارس در ذخیرهگاه طبیعی دوستک در استان آذربایجان غربی انجام شد. مواد و روشها: ذخیرهگاه طبیعی دوستک با مساحت حدود 200 هکتار در 35 کیلومتری جنوب شهر ارومیه در استان آذربایجان غربی واقع شده است. این منطقه با ارتفاعی بین 1575 تا 2157 متر از سطح دریا و شیب متوسط 50 درصد، اغلب در دامنههای شمالی و غربی قرار دارد. برای بررسی تراکم و پراکنش درختان ارس از روش آماربرداری چنددرختی پرودان با برداشت 54 قطعهنمونه در طبقههای مختلف ارتفاعی، شیب و جهت جغرافیایی استفاده شد. در هر قطعهنمونه، متغیرهای کمی درختان شامل قطر برابر سینه، ارتفاع، قطر کوچک و بزرگ تاج و نیز زادآوری درختان اندازهگیری شد. زادآوری ارس در قطعههای 100 متر مربعی در مرکز هر قطعه اصلی بررسی شد. نرمال بودن دادهها با آزمون کولموگروف- سمیرنوف و تفاوت متغیرها با آزمونهای ANOVA، دانکن و t مستقل بررسی شد. نتایج: ارس، بیشتر از 85 درصد از درختان و درختچههای اندازهگیریشده در منطقه مورد مطالعه را تشکیل میداد. آرایههای گیاهی چوبی بادام (Prunus spp.)، بنه (Pistacia atlantica Desf.)، کیکم (Acer monspessulanum L.)، پلاخور (Lonicera spp.) و شیرخشت (Cotoneaster spp.) گونههای همراه بودند. بیشینه ارتفاع، قطر برابر سینه و مساحت تاج درختان ارس بهترتیب 6/8 متر، 53 سانتیمتر و 52 متر مربع بهدست آمد. اختلاف معنیداری ازنظر میانگین قطر برابر سینه درختان ارس بین طبقههای ارتفاع از سطح دریا مشاهده شد. همچنین، مقایسه میانگین ارتفاع درختان بین جهتهای مختلف جغرافیایی، اختلاف معنیداری را نشان داد. بیشتر از 66 درصد درختان ارس، منشأ شاخهزاد داشتند. این پدیده ناشی از قطع مکرر درختان توسط ساکنان محلی و قابلیت جستدهی بهنسبت زیاد در ارس (برخلاف اغلب سوزنیبرگان) است. جهت شمالی بهدلیل رطوبت بیشتر و خاک تکاملیافتهتر، شرایط رویشگاهی بهتری را برای استقرار و توسعه ارس فراهم کرده است. در طبقههای ارتفاعی بالاتر و شیب بیشتر به فراوانی پایههای دانهزاد ارس افزوده شد. نتیجهگیری کلی: مقایسه یافتههای این پژوهش با نتایج پژوهشهای مشابه نشان میدهد که یک عامل فیزیوگرافیک مشخص میتواند در مناطق مختلف، اثرات متفاوتی بر ویژگیهای کمی درختان ارس داشته باشد. این تفاوت بهاحتمال زیاد ناشی از برهمکنش این عامل با عوامل دیگر فیزیوگرافیکی و یا متغیرهایی مانند دخالت انسان، شرایط اقلیمی و تفاوتهای جغرافیایی است.