ارزیابی زیتوده و اندوخته کربن خشکدار، لاشبرگ و خاک در توده جنگلی برودار (.Quercus brantii Lindl) در شهرستان لردگان
نویسندگان
1 نویسنده مسئول، دانشیار پژوهش، بخش تحقیقات منابع طبیعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اصفهان، ایران
2 پژوهشگر پسادکتری، بخش تحقیقات منابع طبیعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان چهارمحال و بختیاری، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، شهرکرد، ایران
doi
10.22092/ijfpr.2024.365345.2156چکیده
سابقه و هدف: جنگلهای زاگرس بهعنوان یکی از مهمترین ذخیرهگاههای کربن در ایران، نقش حیاتی در تعادل بومسازگانی و چرخه کربن دارند. با توجه به تهدیدهای فزایندهای که این جنگلها با آنها مواجه هستند، شناخت و ارزیابی دقیق اندوخته کربن در اجزای مختلف جنگل ازجمله زیتوده خشکدار، لاشبرگ و خاک، اهمیت ویژهای دارد. پژوهش پیشرو بهبررسی تأثیر فرم رویشی (دانهزاد یا شاخهزاد) برودار (Quercus brantii Lindl.) بر زیتوده و اندوخته کربن خشکدار، لاشبرگ و خاک در جنگلهای آتشگاه لردگان واقع در استان چهارمحال و بختیاری میپردازد. نتایج این پژوهش با ارائه دادههای دقیقتر میتواند به مدیریت بهتر و پایدارتر این بومسازگانهای حیاتی کمک کند. مواد و روشها: این پژوهش با هدف ارزیابی زیتوده و اندوخته کربن خشکدار، لاشبرگ و خاک درختان برودار دانهزاد و شاخهزاد در منطقه جنگلی آتشگاه لردگان انجام شد. منطقه مورد مطالعه با وسعت 90 هکتار در فلات مرکزی زاگرس قرار دارد و تیپ غالب پوشش گیاهی آن، برودار است. بهمنظور انتخاب پایههای مورد بررسی، 30 قطعهنمونه 1000 مترمربعی بهطور تصادفی انتخاب شد. در هر قطعهنمونه، نزدیکترین درخت به مرکز قطعهنمونه که در طبقه قطری مورد نظر قرار داشت، انتخاب شد. بهطوریکه در طبقههای مختلف قطر برابر سینه در درختان دانهزاد و طبقههای مختلف قطر تاج در درختان شاخهزاد، نمونه مورد نیاز وجود داشته باشد. بدینترتیب در فرم رویشی دانهزاد، 16 پایه و در فرم شاخهزاد، 14 پایه بهطور تصادفی انتخاب و نشانهگذاری شدند. انتخاب پایهها بهمنظور اندازهگیری مقدار خشکدارهای ایستاده موجود در درختان مورد بررسی که در قالب شاخههای خشکشده وجود داشتند، انجام شد. لاشبرگ و نیز نمونههای خاک از عمق صفر تا 30 سانتیمتر زیر هر درخت جمعآوری شدند. برای اندازهگیری کربن آلی خاک از رابطه محاسباتی مبتنی بر غلظت کربن، وزن مخصوص ظاهری خاک، عمق نمونهبرداری و درصد قطعههای بزرگ استفاده شد. نمونههای جمعآوریشده برای تعیین وزن خشک و مقدار کربن به آزمایشگاه منتقل شدند. از روشهای استاندارد برای اندازهگیری درصد کربن آلی نمونههای گیاهی و خاک استفاده شد. نتایج: یافتههای مربوط به درختان دانهزاد نشان داد که زیتوده خشکدار ایستاده بین طبقههای مختلف قطر برابر سینه، اختلاف معنیداری داشت، درحالیکه در خشکدارهای افتاده، چنین تفاوتی مشاهده نشد. بیشترین زیتوده خشکدارِ این درختان در طبقه قطری 30 تا 40 سانتیمتر مشاهده شد. در مقابل، در درختان شاخهزاد، زیتوده خشکدار افتاده در طبقههای مختلف قطر تاج، اختلاف معنیداری داشت، اما تفاوت زیتوده خشکدار ایستاده بین طبقههای مختلف قطر تاجِ درختان شاخهزاد، غیرمعنیدار بود. مقایسه بین درختان دانهزاد و شاخهزاد نشان داد که زیتوده خشکدارهای ایستاده در درختان دانهزاد، بیشتر از درختان شاخهزاد بود. همچنین، مقدار متوسط اندوخته کربن خشکدارها در منطقه مورد مطالعه 171/0 تن در هکتار محاسبه شد. تفاوت معنیداری در مقدار کربن، نیتروژن و فسفر خاک بین فرمهای رویشی دانهزاد و شاخهزاد مشاهده نشد. همبستگی زیادی بین کربن و نیتروژن خاک با ضریب تبیین 94/0 مشاهده شد، درحالیکه کربن و فسفر خاک، همبستگی قابلتوجهی باهم نداشتند. کربن لاشبرگ در زیر درختان دانهزاد و شاخهزاد، تفاوت معنیداری نداشتند. درمجموع، مقدار متوسط اندوخته کربن لاشبرگ در منطقه مورد مطالعه 327/0 تن در هکتار بهدست آمد. نتیجهگیری کلی: با وجود توجه زیاد به زیتوده و اندوخته کربن روی زمینی در بومسازگانهای جنگلی، به زیتوده خشکدارها کمتر توجه شده است، درحالیکه خشکدارها میتوانند بخش قابلتوجهی از کربن جنگل را در خود ذخیره کنند. گونههای غالب درختی و ویژگیهای ساختاری جنگل ازجمله جمعیت، قطر برابر سینه و ارتفاع درختان، عوامل مهمی در تعیین میزان زیتوده و ذخیرهسازی کربن هستند. در این پژوهش، تفاوتهای میانگین مشخصههای کمی درختان دانهزاد و شاخهزاد بهعنوان دلایل اصلی تفاوت در زیتوده خشکدارهای ایستاده و افتاده شناسایی شدند. همچنین، تأثیر دخالتهای انسانی بر کاهش زیتوده روی زمینی بررسی شد. مقدار کربن آلی خاک در دو فرم رویشی مشابه بود که این موضوع به مشابهت حجم لاشبرگ در دو رویشگاه نسبت داده شد. این پژوهش به واکاوی اهمیت زیتوده و اندوخته خشکدار، لاشبرگ و خاک و تأثیر آن بر بومسازگانهای جنگلی میپردازد و میتواند در بهبود مدیریت جنگلها و حفظ تنوع زیستی استفاده شود.