امنیت غذایی و تمایل به تغییر کاربری اراضی جنگلی در بین خانوارهای روستایی در استان گلستان

نویسندگان

1 نویسنده مسئول، دانشیار، گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده مدیریت کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران

2 دانشجوی دکترای آموزش کشاورزی و محیط زیست پایدار، گروه ترویج و ارتباطات روستایی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران

doi
10.22092/ijfpr.2024.365902.2165
چکیده

سابقه و هدف: در کشورهای کمترتوسعه‌یافته، یکی از اقدامات برای تأمین امنیت غذایی، رجوع به منابع طبیعی و تجاوز و تخریب آن است. این در حالی است که جنگل‌‌ها به‌عنوان منبع مستقیم غذا و سوخت و منبعی برای تولید درآمد و خدمات بوم‌سازگانی، به افزایش ظرفیت خانواده‌‌ها در مقابله با ناامنی غذایی کمک می‌‌کنند. ناامنی غذایی، به‌مفهوم دسترسی محدود یا نامطمئن به غذای کافی و سالم ازنظر تغذیه‌‌ای یا توانایی محدود برای دستیابی به غذا از راه‌‌های قابل‌قبول اجتماعی است. اگرچه ارتباط نزدیکی بین وضعیت امنیت غذایی روستائیان و تمایل آنان به تغییر کاربری اراضی جنگلی وجود دارد، اما در پژوهش‌‌های اندکی، این دو موضوع و رابطه آن‌‌ها باهم بررسی شده‌اند. پژوهش پیش‌رو با هدف شناخت وضعیت امنیت غذایی خانوارهای روستایی ساکن در مناطق حاشیه جنگل و تمایل آنان به تغییر کاربری اراضی جنگلی در استان گلستان اجرا شد. مواد و روش‌‌ها: پژوهش توصیفی- پیمایشی پیش‌‌رو در روستاهای دارای بیشترین میزان تخریب و تغییر کاربری اراضی جنگلی در استان گلستان در سال 1402 انجام شد. جامعه آماری شامل 350 نفر از سرپرستان خانوارهای ساکن در پنج روستای حاشیه جنگل بودند. با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و شیوه روش نمونه‌‌گیری طبقه‌‌بندی‌شده تصادفی با انتساب متناسب، 183 نفر به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسش‌نامه جمع‌آوری شد. روایی محتوایی و ظاهری پرسش‌نامه با استفاده از نظرات متخصصان ترویج و کارشناسان اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گلستان بررسی شد. تعیین اعتبار پرسش‌نامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ انجام گرفت. مقدار این ضریب برای بخش‌‌های مختلف پرسش‌نامه 934/0 و 775/0 به‌دست آمد. تجزیه و تحلیل داده‌‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 19 انجام شد. نتایج: یافته‌‌های این پژوهش نشان داد که بیشتر از 80 درصد خانوارها با سطوح مختلفی از ناامنی غذایی مواجه هستند. بیشتر از نیمی از افراد مورد مطالعه (7/55 درصد) نسبت به تغییر کاربری اراضی جنگلی، تمایلی قوی و بسیار قوی داشتند. نتایج آزمون همبستگی نشان داد که بین سن، سابقه سکونت در روستا و فاصله محل سکونت تا شهر با تمایل پاسخ‌گویان به تغییر کاربری اراضی جنگلی، ارتباط منفی و معنی‌‌دار وجود دارد. همچنین، ارتباط مثبت و معنی‌‌داری بین درآمد ماهانه کل خانوار و تمایل پاسخ‌گویان به تغییر کاربری اراضی جنگلی به‌دست آمد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای سن، درآمد کل ماهانه خانوار، سابقه سکونت در روستا و فاصله محل سکونت تا شهر بر تمایل به تغییر کاربری اراضی جنگلی تأثیرگذار هستند. بیشترین تأثیر منفی بر تمایل به تغییر کاربری مربوط به متغیر سن و بیشترین تأثیر مثبت مربوط به متغیر درآمد بود. نتیجه‌‌گیری کلی: به‌طورکلی، رابطة معنی‌‌داری بین امنیت غذایی و تمایل پاسخ‌گویان به تغییر کاربری اراضی جنگلی در پژوهش پیش‌رو مشاهده نشد، اما افزایش درآمد از متغیرهای تأثیرگذار بر افزایش تمایل پاسخ‌گویان به تغییر کاربری اراضی جنگلی بود. برای کاهش این تمایل، علاوه‌بر آموزش روستائیان در زمینه اهمیت جنگل و حفاظت از آن، اجرای برنامه‌‌های مرتبط با بهبود معیشت و تغییر الگوی درآمدی آنان از وابستگی به منابع طبیعی به منابع درآمدی جایگزین، پیشنهاد می‌شود.