اندازهگیری فقر چندبعدی در ایران با روش تحلیل تناظر چندگانه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اقتصاد توسعه، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
2 استادیار دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.30465/ce.2022.39520.1736چکیده
در این مقاله فقر چندبعدیِ سالهای 1383 الی 1398 ایران مطالعه شده است. ابتدا از 13 نماگر ترتیبی در چهار بعد «رفاه اقتصادی»، «مسکن»، «سلامت» و «آموزش» استفاده و برای تعیین وزن نماگرها روش تحلیل تناظر چندگانه (MCA) به کار گرفته شد. سپس بر پایه این وزنها یک نماگر مرکب فقر محاسبه گردید و با 5 نوع خط فقر شامل ملاک اجتماع، ملاک اشتراک، 60 درصد میانه، 3 دهک اول و خط فقر مطلق شاخصهای فقر به تفکیک مناطق شهری و روستایی بهصورت مقطعی و سری زمانی به دست آمد. نتایج نشان داد که فقر چندبعدی مناطق روستایی بیشتر از مناطق شهری است. همچنین قدرت جبران فقر در مناطق شهری بالاتر از مناطق روستایی است، به این معنی که در مناطق شهری خانوارها بهتر میتوانند محرومیت در یک بعد را در بعد دیگر جبران کنند. روند فقر در 16 سال مورد بررسی بهصورت نزولیِ محدب است که در سالهای انتهایی تقریباً افقی شده است. بررسی فقر استانها نیز نشان داد که استانهای سیستان و بلوچستان و مازندران به ترتیب بیشترین و کمترین نسبت سرشمار فقر را داشتند.