تحلیل روایتشناختی سورۀ «فیل» بر پایۀ نظریۀ روایتشناسی ژرار ژنت
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان وادبیات فارسی، مجتمع آموزش عالی زبان، ادبیات و فرهنگشناسی جامعه المصطفی العالمیه، قم
doi
10.22034/paq.2025.2069588.4049چکیده
قرآن کریم به عنوان معجزۀ جاودان پیامبر خاتم، توجه اندیشمندان مختلفی را به خود جلب کرده است که از آن جمله، دانشمندان علوم ادبی میباشند که به پژوهشهای بسیاری دربارۀ قرآن پرداختهاند. در دورۀ معاصر، نظریههای مختلفی در باب متون ادبی و نحوۀ بررسی و ارزیابی آنها ارائه شده که یکی از پرکاربردترین آنها نظریۀ ساختارگرایی است که «روایتشناسی» شاید مهمترین جلوۀ آن باشد. پژوهش پیش رو با بررسی متن سورۀ فیل به روش تحلیلی ـ توصیفی، بر آن بوده که جنبههای روایتشناختی موجود در آن را بر اساس روایتشناسی «ژرار ژنت» کشف و عرضه کند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که روایتِ سوره بر اساس فنونی چون «زمانپریشی»، «تلخیص روایی» و «بسامد مکرر» طراحی شده است. راوی سوره (خداوند) نیز همزمان در مقام «دانای کل» و «فاعل اصلی» عمل کرده که به شکلگیری نوع خاصی از «کانونیسازی» منجر شده است. پرسشهای تقریری و وارد کردن زاویۀ دید و افق ادراکی مخاطب در روایت، نوعی کانونیسازی مشارکتی نیز ایجاد کرده و مخاطب را در فرآیند ادراکی روایت درگیر ساخته است. این ساختار روایی نشان میدهد قرآن با به کارگیری الگوهای ویژۀ روایت، گفتمانی خلق کرده که در آن فرم و محتوا در خدمت هدف (هدایت انسان) قرار گرفته است.