واکاوی بینامتنی قرآن و کلیله‌ودمنه بر ‌پایۀ قواعد نفی سه‌گانۀ کریستوا

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

doi
10.22034/paq.2025.2048964.3954
چکیده

   قرآن اصلی‌ترین کتاب اعتقادی مسلمانان برای تعلیم، تربیت و هدایت بشر است و آثار شاعران و نویسندگان از آن اثرپذیر است. کتاب کلیله‌ودمنۀ نصرالله منشی اثری ادبی-تعلیمی است که از داستان‌های تودرتوی جلوه‌های قرآنی برخوردار است. ژولیا کریستوا طرّاح نظریۀ ادبی و فلسفی بینامتنیّت است که ارتباط، اثرگذاری و اثرپذیری متون را بر اساس قواعد نفی سه‌گانۀ بینامتنی جزئی، متوازی و کلّی مطرح کرده است. پژوهش پیش روی، قرآن کریم را در نقش زیرمتن، متن پیشین و اصلی و کتاب کلیله‌ودمنه را در نقش زبرمتن، متن پسین و فرعی بر ‌پایۀ قواعد نفی سه‌گانۀ کریستوا به روش توصیفی-تحلیلی بررسی کرده است. دستاورد پژوهش نشان می‌دهد، کتاب کلیله‌ودمنه از آموزه‌های انسان‌ساز اخلاقی و تعلیمی قرآن بهره‌مند ‌است و متن آن با انگیزه‌ها و شیوه‌هایی گوناگون چون تأیید، تأکید، اقناع، دفاعیّه، نوید و هشدار از کریم کلام الهی بهره برده است. بیشترین تلمیحات کلیله‌ودمنه مبتنی بر استناد و استشهاد از آموزه‌های اخلاقی و تعلیمی و جنبه‌های آموزشی قرآن کریم با رویکرد نفی جزئی برای نَیل به معناست. شگردهای ادبی کتاب کلیله‌ودمنه که اغلب با بهره‌گیری از مقایسه در ساختار تشبیه و برتری یکی بر دیگری یا تساوی آن‌هاست، با رویکرد نفی‌ متوازی در آیات تصرّف کرده و در مرتبۀ دوم است. بافت و محتوای کلیله‌ودمنه و نیاز کمتر به آوردن عبارت‌هایی که دشواری، پیچیدگی و دگرگونی آیات را در ‌پی دارد، با رویکرد نفی کلّی و در مرتبۀ سوم است.