اهمیت خشکدار برای موجودات Saproxylic و لزوم استفاده از واژه فارسی "خشکدارزی"
نویسندگان
1 نویسنده مسئول، مروج- پژوهشگر پسادکترا، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
2 فارغالتحصیل دکترا، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 استاد، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
4 استادیار پژوهش، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
doi
10.22092/ijfpr.2024.364042.2128چکیده
سابقه و هدف: جنگلها، یکی مهمترین منابع تنوع گونهای در زیستکره هستند که نقش مهمی در حفاظت از گونههای در معرض خطر انقراض ایفا میکنند. جنگلهای هیرکانی با داشتن مجموع 115 گونه گیاهی بومی از باارزشترین بومسازگانهای کشور و جهان محسوب میشوند. خشکدار (Deadwood)، یکی از مشخصههای مهم ساختاری این جنگلهای طبیعی است. خشکدارها بهعنوان درختان زیستگاهی، نقش مهمی در حفظ تنوع زیستی دارند. بهطوریکه بخش زیادی از حشرات جنگل را قاببالان Saproxylic تشکیل میدهند. Saproxylic گونههایی از بیمهرگان هستند که در طی بخشی از حیات خود به چوبهای در حال پوسیدن، خشکدار (سرپا یا افتاده)، قارچها و موجودات دیگر ساکن این خشکدارها وابسته هستند. در پژوهش پیشرو، لزوم جایگزینی واژه پیشنهادی «خشکدارزی» بهجای واژه Saproxylic بررسی و تحلیل میشود.مواد و روشها: روش کار در این پژوهش بهصورت بررسی پژوهشهای انجامشده و نیز تحقیقات نویسندگان پژوهش پیشرو در ارتباط با طرح جامع تنوع گونههای Saproxylic شمال ایران بوده است. بر همین اساس، پژوهش پیشرو به بررسی و تحلیل مهمترین دلایل استفاده از واژه فارسی خشکدارزی بهجای Saproxylic در هفت مورد مختلف شامل بررسی تخصصی واژه Saproxylic، بررسی تمایز بین گونههای اجباری (Obligate) و اختیاری (Facultative) خشکدار، برآورد گونههای مرتبط با خشکدار، تحلیل متغیرهای مؤثر بر فراوانی افراد قاببالان خشکدارزی، رابطه بین از دست رفتن تنوع زیستی موجودات خشکدارزی با فقدان حضور خشکدار، جنگلکاریها و موجودات خشکدارزی و مقایسه واژه خشکدارزی با واژههای دیگر تفکیک شد.نتایج: بررسی تخصصی واژه Saproxylic نشان داد که این اصطلاح، اساس ارزیابی تنوع زیستی در خشکدار را نشان میدهد و توصیفی برای حشرات ساکن در چوب در حال پوسیدگی است. موجودات Saproxylic (از اینجا به بعد: خشکدارزی) به دوروش مستقیم و غیرمستقیم از خشکدار بهعنوان منبع انرژی یا زیستگاه استفاده میکنند. 20 تا 25 درصد حشرات ساکن جنگل از گونههای مرتبط با خشکدار هستند. نتایج بررسی متغیرهای مؤثر بر فراوانی افراد قاببالان خشکدارزی نشان داد که حجم خشکدار، درجه پوسیدگی آن و حجم درختان زنده، اثر معنی داری بر فراوانی افراد قاببالان خشکدارزی دارند. همچنین، در پژوهشهای مختلف، رابطه بین از دست رفتن تنوع زیستی موجودات خشکدارزی با فقدان حضور خشکدار گزارش شده است. بهطوریکه همواره محل نصب تلهها (پنجرهای و گودالی) برای بررسی موجودات خشکدارزی در محل حضور خشکدار بوده است. ازسوی دیگر، اگرچه جنگلکاریهای با هدف تولید چوب از مهمترین منابع تولید چوب در سطح وسیع هستند، اما اثری از حضور خشکدار و درنتیجه، حضور گونههای خشکدارزی بهطور مشخص در این مناطق در مقایسه با جنگل طبیعی وجود ندارد. هرچند معنی لغوی خشکدار، درخت خشکشده است، بااینحال در طبیعت و در واقعیت، خشکدار همیشه درخت کامل خشکشده نیست. در موارد زیادی فقط بخشی از تنه یا تاج درختان خشک میشود و بخشهای دیگر درخت سالم است، اما این واژه برای همه متخصصان و آگاهان در حوزه بومشناسی جنگل شناخته شده است و ذهن خواننده را بهطور دقیق به هر بخشی از یک درخت کاملاً مرده معطوف میکند که میتواند با واژه خشکدارزی همراستا باشد.نتیجهگیری کلی: باتوجهبه اینکه یکی از مهمترین محرکهای فراوانی و غنای گونههای خشکدارزی، وجود خشکدار در درجههای پوسیدگی مختلف است، بنابراین واژه انتخابی «خشکدارزی» بهجای واژه غیرفارسی Saproxylic میتواند گویا و بیانگر این دسته از گونهها در زبان فارسی باشد. درنهایت، لزوم جایگزینی واژگان غیرفارسی با واژگان مناسب فارسی و یکسانسازی این واژگان در نوشتارهای علمی- پژوهشی با تکیهبر حفظ معنی لغوی و گویایی آن در زبان فارسی میتواند گامی مثبت در راستای واژهسازی تخصصی باشد.