زیرساختارهای بازار هنر، چندشغلگی، و درآمد هنری: مورد مطالعه بازار خوش‏نویسی شهر مشهد

نویسندگان

1 کارشناس ارشد اقتصاد فرهنگ و هنر و فوق ممتاز انجمن خوشنویسان ایران

2 عضو پیوسته انجمن بین المللی مطالعات بازار هنر (TIAMSA)

3 استادیار اقتصاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

doi
10.30465/ce.2021.7197
چکیده

چرا درآمد هنرمندان نسبت به همتایان‎شان پایین‏ تر است؟ این مسأله از مباحث محوری در ادبیات علم اقتصاد فرهنگ است. زیرساختارها که روابط میان نیروهای بازار را شکل می ‏دهند، نقشی کلیدی در تعیین سطح توسعه ‏یافتگی بازار، و در نتیجه، میزان درآمد شاغلان دارند. این پژوهش، با هدف بررسی اثر این زیرساختارها بر درآمد خوش‏نویسان شهر مشهد، چارچوبی سبک‏ وار برای زیرساختارهای بازار هنر در قالب شش ستون محیط نهادی، محیط کسب و کار، جانب عرضه، جانب تقاضا، ساختار بازار و دسترسی به بازار، پیشنهاد می‏ دهد. با استفاده از روش تجزیه مؤلفه‏ های اصلی، شاخص چندبُعدی وضعیت هر ستون استخراج شده است. نتایج برازش‏ های روش حداقل مربعات معمولی، نشان می‏ دهد در کنار «نزدیکی به مراکز تصمیم‏ گیری» و «اکسپوها»، همان‏ گونه که ادبیات علم اقتصاد فرهنگ تأکید زیادی بر آن دارد؛ «چندشغلگی» اثر مثبت معنی‏ داری بر درآمد هنری دارد. با این‏حال، یافته ‏های عمیق ‏تر این پژوهش نشان می‏ دهد در صورت رعایت کامل قوانین «کپی‏ رایت»، کاهش «بی ‏ثباتی قوانین و مقررات» در بخش فرهنگ، برخورداری از یک «نظام توزیع» متشکل، کاهش «هزینه ‏های تأسیس کسب و کار»، افزایش «سهم سفارش ‏های دولتی» برای خرید محصولات هنری، موجب می‏ شود که تخصیص نسبی زمان کار هنرمندان خوش‏نویس، بین فعالیت هنری و غیر هنری، به نفع فعالیت تخصصی هنری تغییر کند. به علاوه، هر چه هنرمندان درآمد روانی بالاتری از هنر کسب می‏ کنند، تمایل بیش‏تری به چندشغلگی و انتقال بخشی از درآمدهای مشاغل دیگر به حرفه اصلی خود دارند.