مبانی، نقدها و دلالت‌های قضیه کوز: یک ارزیابی مجدد

نویسندگان

1 استادیار، گروه برنامه‌ریزی و توسعه اقتصادی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22054/ijer.2023.68546.1116
چکیده

هدف از این مقاله ارزیابی مجددی است از قضیه کوز؛ قضیه­ای که رونالد کوز در یکی از برج­های دوقلوی[1] خود طرح کلی آن را ریخت و نگاه پیگویی به مسئله آثار خارجی و مسئولیت مدنی را مورد انتقاد قرار داد و با اتکا به فلسفه انگلیسی پیامدگرا از مبنا قرار دادن قاعده تقصیر اجتناب نمود. دلالت قضیه کوز از نظر اقتصادی عدم نیاز به مداخله دولت برای حل و فصل مسأله آثار خارجی و از نظر حقوقی، عدم اهمیت چگونگی تخصیص حق است، مشروط به این‌که هزینه­های مبادله صفر باشد. همین دلالت­های حدی، واکنش­ها و انتقادهای بسیار زیادی را در محافل حقوقی و اقتصادی برانگیخت. ارزیابی موشکافانه نقدها نشان می­دهد که بسیاری از آن‌ها ریشه در ابهام تعریف هزینه مبادله دارد. این نکته حائز اهمیت است که قضیه کوز با این هدف بیان شده بود که بگوید با فروضی که پیگو در «اقتصاد رفاه» در نظر می­گیرد، مسئله آثار خارجی موضوعیت پیدا نمی­کند و آنچه اهمیت دارد تعیین حقوق اولیه است نه تخصیص آن. همچنین، با کنار گذاشتن فرض ناچیز بودن هزینه مبادله، حقوق مالکیت و نحوه تعیین مسئولیت­ها اهمیت پیدا می­کند. نکته اخیر در سایه قضیه کوز کمتر مورد توجه قرار گرفت و به آن رنگ و لعابی غیرواقع­بینانه داد. [1]. دو مقاله رونالد کوز با عناوین «ماهیت بنگاه» و «مسئله هزینه اجتماعی» که به ترتیب در سال­های 1937 و 1960 منتشر شدند، پرارجاع‌ترین مقالات در ادبیات حقوق و اقتصاد هستند و ازاین‌رو از آن‌ها با عنوان برج­های دوقلوی کوز یاد شده است.