بررسی رفتار سازشی بادام کوهی (Prunus scoparia Schneider) در اقلیم مرطوب جنگلهای هیرکانی
نویسندگان
1 استادیار، باغ گیاهشناسی نوشهر، بخش تحقیقات گیاهشناسی، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، نوشهر، ایران
doi
10.22092/ijfpr.2023.363550.2118چکیده
سابقه و هدف: باتوجهبه اهداف باغهای گیاهشناسی، گیاهان مختلفی از اقلیمهای متفاوت در آنها جمعآوری میشود. اقلیم ازجمله عوامل مهم بومشناختی است که بیشترین تأثیر را بر کمیت و کیفیت پوشش گیاهی دارد. تغییر مکان گیاه از اقلیم خشک به مرطوب ممکن است سبب ایجاد تنش و تغییر رفتار رویشی شود، بنابراین انتخاب گیاهان برای هر منطقه باید براساس شناخت اقلیمی انجام شود. اهداف پژوهش پیشرو شامل بررسی اثر اقلیم و تیمارهای تغذیهای بر رشد بادام کوهی (Prunus scoparia Schneider) بود.مواد و روشها: در این پژوهش از دو روش آزمایشی مرتبط به همدیگر استفاده شد. روش اول شامل بررسی اثر اقلیم بر رشد بادام کوهی در باغ گیاهشناسی نوشهر و روش دوم، اعمال تیمارهای تغذیهای بر روی نهالهای بذری بادام کوهی در این باغ بود. عوامل مورد بررسی در آزمایش اثر اقلیم شامل گونه بادام کوهی، شاخصهای محیطی و خاک بودند. آزمایش تیمار تغذیهای بهصورت طرح فاکتوریل کامل تصادفی در سه تکرار در قطعه خزانهای انجام گرفت. فاکتورهای آزمایش شامل سه سطح نیتراتکلسیم بهصورت محلولپاشی به غلظت صفر (شاهد)، پنج و 5/7 میلیمولار و دو سطح سولفاتپتاسیم بهصورت محلولپاشی به غلظت صفر (شاهد) و شش میلیمولار تشکیل داد. زمان انجام این پژوهش از پاییز 1396 تا آخر زمستان 1400 بود. بذر گونه بادام کوهی از ارتفاعات دره قطور از دهستان رهال تا بخش قطور واقع در شهرستان خوی با دامنه ارتفاعی 1492 تا 1873 متر از سطح دریا جمعآوری شد. برخی پارامترهای مربوط به خاک، گیاه و اقلیم همزمان با شروع آزمایش در نوشهر و در رویشگاه مادری گونه (خوی) ارزیابی شدند. پس از جوانه زدن بذر و بیرون آمدن گیاهچه از خاک، تیمارهای تغذیهای بهصورت محلولپاشی سولفاتپتاسیم و نیترات کلسیم انجام گرفتند.نتایج: براساس نتایج بهدستآمده، اقلیم نوشهر ازنظر دما، رطوبت، تبخیر، ساعتهای آفتابی و روزهای یخبندان، اثر معنیداری بر شاخصهای رشد بادام کوهی داشت. بیشینه فتوسنتز و تعرق گیاه بهترتیب با 45/2 میلیگرم بر وزن تر و 35/1 میلیمول بر متر مربع در ثانیه در اقلیم خوی مشاهده شد. کمترین طول ریشه (32/63 سانتیمتر) و بیشترین سهم سرشاخههای بدون برگ (98/60 درصد) به باغ گیاهشناسی نوشهر تعلق داشت. طول ریشه در خاک و شدت ریزش برگ (سرشاخههای بدون برگ)، همبستگی مثبت معنیداری با مقدار تعرق گیاهی نشان دادند (01/0p<). استفاده از سولفاتپتاسیم نسبت به نهالهای شاهد سبب افزایش معنیدار رشد گیاه و درنتیجه، باعث گسترش عرض تاجپوشش شد. ارتباط نحوه جذب و انتقال کلسیم در گیاه نشان داد که کاهش کلسیم در بافتهای برگ در نهالهای شاهد سبب کاهش مقاومت گیاه به حفظ و نگهداری برگ میشود. محلولپاشی کلسیم به افزایش مقدار کلسیم بافت برگ در بادام کوهی منجر شد. از آثار این پدیده میتوان به افزایش ماندگاری نهالهای بادام کوهی بهحدود 30 درصد اشاره کرد.نتیجهگیری کلی: هرچند که تیمارهای محلولپاشی عناصر غذایی پتاسیم و کلسیم تاحدودی سبب افزایش ماندگاری نهالهای بذری بادام کوهی در مدت اجرای آزمایش شد، اما اختلالات رشد ناشی از اثر عوامل اقلیمی بر تیمار تغذیهای چیره شد، بنابراین نهالها حتی با کمک گرفتن از رفتار تغذیهای نتوانستند سازش موفقی به محیط جدید داشته باشد.