بازنگری سیاست مقاومت در سپهر نظریههای اخلاق هنجاری
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق علیهالسلام، تهران، جمهوری اسلامی ایران.
2 عضو هیأت علمی دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی، تهران، جمهوری اسلامی ایران.
doi
10.30497/pkn.2023.243000.2983چکیده
این مقاله به تجزیهوتحلیل مقاومت بر اساس نظریههای سهگانه اخلاق هنجاری میپردازد. اخلاق در ترکیب با سیاست، مبانی کنش سیاسی افراد و جوامع را تشکیل میدهد؛ بنابراین «مقاومت» آنها در برابر قدرتهای سلطهگر از منظر اخلاقی قابل بررسی است (ازجمله، دفاع از حق مقاومت). هر چند چنین حقی به عنوان یک اصل هنجاری در دوران مدرن مورد توجه قرار گرفته است، اما کندوکاو اخلاقی آن میتواند موضوعی جذاب در سپهر اخلاق باشد. از اینرو نویسندگان با استفاده از روش توازن متأملانه تلاش دارند ضمن ایضاح ساختار مفهومی اخلاق مقاومت، تمهیدات نظری مناسبی برای جریان مقاومت سیاسی در حوزه فلسفه اخلاق و نظریه سیاسی فراهم سازند. برهمیناساس، این پژوهش نسبت حق اخلاقی مقاومت سیاسی با مقولههای اجتماع اخلاقی، مصلحت عمومی و افتخار را بحث و نشان داده است که این سه چگونه شرایط امکان و اخلاقی بودن مقاومت را فراهم میآورند.