تحلیل استدلال بلاغی در سوره های مدنی قرآن کریم براساس نظریه استدلالی شاییم پرلمان
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 دانش آموخته دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران
doi
10.22034/paq.2024.2038665.3894چکیده
تأثیر گذاشتن بر دیگری و اقناع در گفت وگوهای انسانی یک عنصر فعال و مشهود است از این رو استدلال کردن یکی از وجوه تمایز این گفت و گوها میباشد. "شاییم پرلمان" یکی از کسانی است که در قرن بیستم به پیروی از ارسطو به بحث خطابه،بلاغت وجایگاه استدلال پرداخته است.میتوانیم متن قرآن کریم را گفتمانی استدلالی قلمداد کنیم که در پی پاسخ گویی به گفتمانهایی با محوریت عقائدی همچون مرگ،جهان آخرت، معادجسمانی و... است. شاییم پرلمان یکی از کسانی است که در قرن بیستم به پیروی از ارسطو به بحث خطابه،بلاغت و جایگاه استدلال پرداخته است.بلاغت نقش بسزایی در ساختار گفتمانها ایفا می کند زیرا با کاربرد زبان و اسالیبی که مرتبط با موقعیت و شرایط ایجاد جمله هستند پیوند می خورد. در تصور استدلالی، بلاغت ارتباط تنگاتنگی با اقناع دارد و این عقیده بسیاری از علمای بلاغت عربی است که آن را محصور در جنبه های زیباشناسانه و تزیینی سخن ندانسته بلکه یک حادثه وابسته به موقعیت می دانند که در پی پربار بودن هر چه بیشتر وجه استدلالی سخن است. اهمیت ابزار بلاغت در گفتمان استدلالی در زیبایی هایی است که بلاغت برای سخن می آفریند که می تواند روان مخاطب را تحریک نماید. در این جستار با روش توصیفی-تحلیلی و طبق نظریۀ استدلال شاییم پرلمان به تحلیل سازههای بلاغی در سورههای مدنی قرآن کریم پرداختهایم.نتایج نتایج پژوهش نشان می دهد که سازههای بلاغی مانند تشبیه،استعاره،مجاز و کنایه در مؤثر تر واقع شدن در ذهن مخاطب و رساندن مخاطب به درجه اقناع موفق عمل کردهاند.