بررسی تصویر«بهشت» و «جهنم» در سوره غاشیه با تکیه بر نظریات فلسفۀ زبان مطالعه موردی: نظریه ارجاعی و کاربردی معنا
نویسندگان
1 استاد گروه عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشجو دکتری گروه عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22034/paq.2024.711541چکیده
بحث معناداری گزارهها مهمترین موضوع در فلسفه زبان قرن بیستم است که با دو نظریه پربسامد روبهرو شد؛ نظریه ارجاعی و کاربردی؛ نظریه ارجاعی کلیه گزارههایی را که غیرقابل ارجاع مستقیم به مدلول و غیرقابل آزمایش تجربی بودند را بدون معنا میدانست؛ از سوی دیگر نظریه کاربردی با دو زیر شاخه؛ «معنا به مثابه کاربرد» و «بازیهای زبانی» کلیه گزارهها را طبق منطق خود بامعنا میدانست. یکی از مهمترین گزارههای قرآنی بحث تصویرسازی است که در این تصاویر، موضوع بهشت و جهنم از بسامد بالایی برخوردارند. پژوهش حاصل با روشی توصیفی تحلیلی سعی در بررسی معناداری گزارههای تصویری در مورد بهشت و جهنم در سوره غاشیه دارد. پس از تحلیل، مشخص شد که طبق نظریه ارجاعی، تنها دو گزاره از گزارههایی بهشت و جهنم در سوره غاشیه بدون معنا هستند. همچنین مهمترین موضوعی که نتیجه این پژوهش است، آن بود که طرفداران نظریه ارجاعی گزارههای دینی را بدون معنا میدانند اما تصویری که بهشت و جهنم را در سوره غاشیه ترسیم میکند 86 درصد بامعنا هستند؛ یعنی در صورت انکار گزاره دینی نیز، انکار بامعنا بودن این تصاویر و درنتیجه واقعیت آنها غیرممکن است.