تحلیل شخصیت موسی (ع) و فرعون در قرآن کریم بر اساس نظریه رشد و تباهی اریک فروم
نویسندگان
1 استاد، زبان و ادبیات عربی، ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشیار، زبان و ادبیات عربی، ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلو چستان، زاهدان، ایران
3 کارشناس ارشد، زبان و ادبیات عربی، ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/paq.2024.2015822.3782چکیده
اریک فروم، روانشناس آلمانی است که همانند اغلب روانشناسان تعریفی سازمانیافته و یکپارچه از انسان ارائه میدهد. به اعتقاد او شخصیت انسان تحت تاثیر نیروهای اجتماعی و فرهنگی که در محدودهی فرهنگ بر او تأثیر میگذارد و نیروهای کلی که در طول تاریخ بر بشریت تأثیر گذاشتهاند، قرار دارد؛ بنابراین، انسان میان دو نیروی خیر و شر که فروم از آنها به نامهای رشد و تباهی یاد میکند، سرگردان است؛ دو نیرویی که در تعیین چگونگی شخصیت بشر دخیل هستند. قرآن کریم نیز به طور خاص به بیان سرگذشت انسانهایی که نیروی خیر بر آنها فائق آمده و یا آنهایی که نیروی شر بر اراده و اعمالشان مسلط گشته است، میپردازد تا آنها عبرتی برای دیگران باشند؛ از این رو، نگارندگان در این پژوهش به روشی توصیفی – تحلیلی و با استفاده از نظریهی رشد و تباهی اریک فروم درصدد بررسی حالتهای رفتاری شخصیت حضرت موسی (ع) و فرعون برآمدهاند تا به ویژگیهای درونی و بیرونی که نشان دهندهی مسیر تعالی در حضرت موسی (ع) یا تباهی در فرعون شده است، دست یابند. از یافتههای تحقیق استنباط میشود که نشانههای رشد و تباهی در شخصیتهای مورد بحث، به صورتهای متفاوتی تبلور یافته است. مؤلفههای رشد در شخصیت حضرت موسی (ع) در شوق به زندگی، استقلال از مادر مثالی و عشق به انسانها خلاصه میشود. حال آنکه از بین بیماریهای نظریه اریک فروم، مردهگرایی، همبودگی با مادر مثالی و خودشیفتگی وخیم در فرعون دیده میشود که به شکلهای مختلفی مانند خشونت نمایشی و خشونت انتقام جویانه در زندگی او بازتاب یافته است.