بررسی اثر اندازه دولت بر بیکاری در ایران: شواهد جدید از الگوی مارکوف – سوئیچینگ

نویسندگان

1 استادیار اقتصاد، پژوهشکده اقتصاد، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

2 استادیار اقتصاد، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آیت‌اللّه بروجردی

doi
10.30465/ce.2021.7274
چکیده

رابطه بین اندازه دولت و نرخ بیکاری یکی از موضوعات مناقشه ­انگیز در بین مکاتب اقتصادی بوده و در این خصوص هیچ­گونه اجماع نظری و یا تجربی بین اقتصاددانان مشاهده نمی ­شود. بر این اساس، مطالعه حاضر با استفاده از رهیافت مارکوف سوئیچینگ (Markov-Switching) به بررسی اثرگذاری اندازه دولت بر نرخ بیکاری در ایران طی سال­های 1397-1358 پرداخته است. یافته­ های این مطالعه همگام با دیدگاه کینزی، نشان می­ دهد که در دوران رکود اقتصادی (سال­هایی با نرخ بیکاری بالاتر) اندازه بزرگتر یا سیاست­ های انبساطی دولت اثر منفی و معناداری بر نرخ بیکاری داشته، در حالی که در دوران غیررکودی (سال ­هایی با نرخ بیکاری پایین­ تر) شواهدی دال بر اثرگذاری معنادار اندازه دولت بر نرخ بیکاری در ایران مشاهده نشده است. بنابراین می­ توان گفت که دلایل برشمرده توسط آبرامز (Abrams) (1999) و فلدمن (Feldmann) (2006 و 2009) جهت تبیین اثرگذاری مثبت اندازه بزرگتر دولت بر نرخ بیکاری، حداقل در دوران رکود اقتصادی در ایران قابل دفاع نیست. نهایتاً، یافته­ های این مطالعه همگام با قانون اوکان (Okun's law) نشان داد که رشد اقتصادی حقیقی اثر منفی و معناداری بر نرخ بیکاری داشته و تورم نیز برای یک دوره کوتاه­ مدت یک­ساله نرخ بیکاری را کاهش داده، اگرچه با گذشت زمان، تورم در بلندمدت موجب افزایش نرخ بیکاری در ایران شده است.