تأثیر عصارههای بید (.Salix alba L) و سیر (.Allium sativum L) بر ریشهزایی قلمه و تراکم نماتد در برخی از گونههای وحشی تیره گلسرخ در جنگلهای هیرکانی
نویسندگان
1 نویسنده مسئول، استادیار، باغ گیاهشناسی نوشهر، بخش تحقیقات گیاهشناسی، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، نوشهر، ایران
2 استادیار، باغ گیاهشناسی نوشهر، بخش تحقیقات حفاظت و حمایت، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، نوشهر، ایران
doi
10.22092/ijfpr.2023.362100.2101چکیده
سابقه و هدف: جمعآوری گونههای بومی از اهداف باغهای گیاهشناسی است. زمان جمعآوری نهال گونهها، فصل خزان است. در این مرحله بهدلیل عاری بودن شاخههای گیاهان از برگ، بهطور معمول امکان شناسایی گونههای تیره گلسرخ (Rosaceae) مشکل است. یکی از روشهای دسترسی به گیاهان مشابه پایه مادری، تکثیر بهروش قلمه است. مبارزه با آفات و بیماریها از چالشهای اصلی در مرحله تکثیر گیاهان در اقلیمهای مرطوب محسوب میشود. هدف از این پژوهش، دسترسی به پایههای مشابه گونههای وحشی تیره گلسرخ از طریق قلمه همراه با مبارزه با نماتد بود.مواد و روشها: این پژوهش از پاییز سال 1398 تا اسفندماه 1399 در قطعه خزانهای باغ گیاهشناسی نوشهر اجرا شد. چهار آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی در سه تکرار روی چهار گونه شامل سیب جنگلی (Malus orientalis Uglitzk. ex Juz.)، گلابی مازندرانی (Pyrus mazanderanica Schonb.-Tem.)، آلوچه جنگلی خاردار (Prunus spinosa L.) و آلوچه جنگلی بیخار (P. divaricata Ledeb.) اجرا شد. فاکتور اول، خیساندگی انتهای قلمه در عصاره بید در سه زمان صفر (شاهد)، پنج ثانیه و 24 ساعت و فاکتور دوم، تغذیه قلمهها با محلول غذایی حاوی عصاره سیر در سه غلظت صفر (شاهد)، 10 درصد و 20 درصد بودند. قلمهها از گونههای تیره گلسرخ واقع در جنگلهای هیرکانی گرفته شدند. کاشت قلمهها از نیمه دوم آذر 1398 در بستر خزانه با بافت لومی شنی شروع شد. تغذیه قلمهها از 15 فروردین سال 1399 بهصورت محلول غذایی همراه با عصاره سیر هر 10 روز یکبار به خاک انجام شد. برای تهیه عصارههای سیر و بید بهترتیب از فلسهای Allium sativum L. و شاخههای جوان یکساله درخت بید (Salix alba L.) استفاده شد. بهمنظور بررسی تغییرات جمعیت نماتد هر پنج ماه یکبار بهمدت یک سال و نیم از خاک و ریشه گیاهان نمونهبرداری شد. نماتدهای موجود در نمونهها استخراج و بهتفکیک مرحلههای مختلف رشد (توده تخم، لاروها و نر و مادههای بالغ) شمارش شدند. آلودگی به نماتد جنسهای Meloidogyne sp. و Pratylenchus sp. از طریق نمونهبرداری از ریشه و خاک و مشاهده آن توسط میکروسکوپ مشخص شد.نتایج: براساس نتایج بهدستآمده، گونهها ازنظر ریشهزایی، رشد جوانههای رویشی در قلمه، تراکم توده تخم نماتد در یک گرم ریشه و تراکم نماتد در 200 گرم خاک، اختلاف معنیداری داشتند. در سیب جنگلی، بیشترین تعداد جوانه رشدیافته، تعداد ریشه و وزن تر ریشه در تیمار 24 ساعت خیساندگی انتهای قلمه در عصاره بید مشاهده شد. کمترین تراکم جمعیت نماتد هم در یک گرم از ریشه سیب جنگلی و هم در 200 گرم از خاک آن در سطح 20 درصد عصاره سیر مشاهده شد. در گلابی مازندرانی، بیشترین وزن تر و خشک ریشه در تیمار 24 ساعت خیساندگی انتهای قلمه در عصاره بید مشاهده شد. در هر دو گونه آلوچه جنگلی، بلندترین شاخه و بیشترین تعداد ریشه در تیمار خیساندگی انتهای قلمه در 24 ساعت در عصاره بید مشاهده شد. اثرات متقابل عصارههای بید و سیر بر جمعیت نماتد در خاک بستر دو گونه آلوچه جنگلی نشان داد که کمترین تراکم نماتد متعلق به قلمههای تغذیهشده با غلظت 20 درصد عصاره سیر همراه با 24 ساعت خیساندگی انتهای قلمه در عصاره بید است.نتیجهگیری کلی: اثر عصارههای گیاهی بید و سیر بهترتیب با خاصیت تحریککنندگی ریشهزایی در قلمهها و ضدعفونیکنندگی محیط ریشهزایی در گونههای جنگلی تیره گلسرخ، سبب بهبود ریشهزایی و سلامت محیط ریشه ازنظر آلودگی به نماتد شد. آلوچه بیخار، بیشترین ریشهزایی و رشد جوانه رویشی و کمترین آلودگی به نماتد را نشان داد که بهترین تیمار شناخته شد. سیب جنگلی و گلابی مازندرانی به اثرات متقابل عصارههای گیاهی، واکنش مؤثری نشان ندادند.