تحلیل گفتمان پیامبران در سوره هود براساس الگوی استدلالی پاتریک چاردو (گفتمان حضرت نوح و حضرت شعیب علیهما السلام)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری ، گروه عربی، دانشکده ادبیات، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 استاد ، گروه عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران ، تهران، ایران

doi
10.22034/paq.2023.708869
چکیده

یکی از کاربردهای زبان در جهت تأثیرگذاری بر دیگری استدلال کردن است. استدلال‌ها در جهت اقناع مخاطب به کار می‌روند؛ زیرا سعی دارند مخاطب را قانع کنند که این تفکر درست است و یا به نفع  اوست که تابع این نگاه یا  اعتقاد باشد.نظریه‌ها و دیدگاه‌های متفاوتی در استدلال مطرح شده است. الگوی سوم در پژوهش‌های این نظریه که امتداد پژوهش‌های پرلمان در راستای احیای بلاغت ارسطویی است، به بررسی استدلال درون یک گفتمان می‌پردازد.در این رویکرد به بررسی مسأله انواع گفتمان‌ها در رابطه با استدلال پرداخته و روش‌هایی که گفتمان شفاهی و مکتوب از طریق آن سعی در تأثیر گذاری در مخاطب دارد، مورد تدقیق و دسته بندی قرار می‌گیرد.از آنجا که قرآن کریم در بردارندۀ گفتمان هایی با محوریت موضوعاتی همچون: نفی شرک و بت پرستی،دعوت به توحید، دعوت به عدل،نفی فساد بر روی زمین و...است،می توان متن قرآن کریم را گفتمانی استدلالی قلمداد کنیم که در پی اصلاح گری است. از سوی دیگر،متن استدلال محور، ویژگی‌هایی دارد که موجب تمایز آن با سایر متون می‌‌گردد؛ یکی از این ویژگی‌ها وجود دو طرف یا یک طرف منازع در آن است که این ویژگی نیز در قرآن بویژه سورۀ هود که گفت و گوی پیامبران  را در خود دارد،  قابل مشاهده‌است. بر همین اساس در این جستار برآنیم تا گفتمان‌های موجود در این سوره را طبق الگوی استدلالی «پاتریک شاردو» مورد تحلیل قرار دهیم.