بررسی و نقد روش کویپرس در ادبیات نظم متقارن و تطبیق آن در سوره اعلی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات عربی، واحد تهران مرکزی،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران
2 دانشیار،گروه زبان و ادبیات عربی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران،ایران
3 استادیار، گروه زبان و ادبیات عربی ،واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران،ایران
doi
چکیده
یکی از نظریات مطرح شده درباره نظم قرآن کریم، نظریه میشل کویپرس است که با استفاده از ادبیات نظم متقارن و معکوس رهیافتی نو، به نظم و انسجام قرآن دارد. وی در نظریه خود، به فن تالیف کلام توجه می کند ودیدگاهی کل نگر به قرآن دارد. ایشان متن را به سطوح مختلف تقسیم می کند، آنگاه اشکال گوناگون تقارن در این نظریه را با کمک شاخص های تالیفی مطرح کرده و به بررسی اشکال تقارن میپردازد.نیز توازی ترادفی، توازی تضادی، توازی تالیفی یا تکاملی، نظم محوری یا ترکیب دایرهای، نظم معکوس یا ترکیب آینهای یا مقابله عکسی از اشکال گوناگون تقارن است که به کمک شاخصهای تالیفی تجاور، دوتایی بودن، ترادف، تضاد، تشابه، تکرار یا اینهمانی، تماثل صوتی یا همصدایی، شباهتهای صرفی، ساختار نحوی یکسان برای تحلیل و بررسی متن مورد استفاده قرار می گیرد.در این مقاله پس از تبیین و توضیح نظریه مذکور، جامعیت و کارایی آن از طریق تطبیق قواعد مورد استناد کویپرس در سوره اعلی مورد بررسی قرار گرفته و مشخص شده است که اجرای قواعد مورد نظر در این سوره و تقسیم بندی آیات در سطح فَرع، قِسم و جُزء در تعداد قابل توجهی از آیات تطبیق نمی کند اما در سطح، مَفصَل و مقطع در همه آیات مطابقت دارد.