بازتاب سیاست‌ های مسکن در شکل دهی نابرابری های فضای شهری (مطالعه موردی: مناطق 22 گانه کلان شهر تهران)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتر دانشگاه خوارزمی تهران

2 گروه جغرافیای انسانی، رشته جغرافیا

3 میدان ولی عصر

4 دانشیار، دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.30470/jegr.2025.2039930.1213
چکیده

کلان‌شهر تهران به‌عنوان نمونه‌ای از شهرهایی که بدون برنامه‌ رشد کرده، با مشکلات زیادی مواجه است. تمرکز جمعیت و فعالیت‌ در این شهر، به نابرابری فضایی منجر شده است. این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سؤال بود که بازتاب فضایی سیاست‌های مسکن در کلان­شهر تهران چگونه است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بود که از داده‌های سال‌های 1390 تا 1402 بهره برده بود. از مدل Vikor برای رتبه‌بندی مناطق تهران ازنظر شاخص‌های فضایی مسکن و از روش خودهمبستگی فضایی موران برای بررسی ارتباط بین شاخص­ها استفاده شد. یافته ­های پژوهش نشان داد که نتایج سیاست­های اجراشده در شهر تهران، وجود دو قطب کاملاً مجزا در بخش­های شمالی و جنوبی است؛ نتایج به‌دست‌آمده از مدل ویکور حاکی از نابرابری فضایی بین مناطق در برخورداری از نماگرهای موردمطالعه که بازتاب و برآیند سیاست­های دولت، نارسایی­های نظام برنامه­ریزی مسکن و ... است. مناطق 1، 2، 3 و 6 به‌عنوان مناطق کاملاً برخوردار و مناطق 18، 19، 20 و 21 به‌عنوان مناطق محروم شناسایی شده‌اند. همچنین خروجی تحلیل فضایی نشان داد که مناطق 1، 2، 3، 5 و 6 یک خوشه با مقادیر زیاد را تشکیل داده‌ در مقابل مناطق9، 16، 17 و 19 یک خوشه با مقادیر کم و سایر مناطق در میانه این دو قرار گرفتند؛ بنابراین می­توان گفت سیاست­های مسکن به‌عنوان بخشی از سیاست­های دولتی اجراشده در کلان­شهر تهران باعث شکل­گیری نابرابری فضایی و عدم تعادل در سطح مناطق تهران شده است.