اسطوره‌شناسی جزء سی‌ام قرآن کریم با تکیه‌بر نظریه رولان بارت (مطالعه موردی سوره‌های نازعات، عبس، شمس، تین)

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، کرج، ایران

2 استادیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، کرج، ایران

3 استادیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، کرج، ایران

4 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، کرج، ایران

5 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، کرج، ایران

doi
چکیده

اسطوره‌شناسی، از زیرشاخه‌های نشانه‌شناسی مطرح در نظریه رولان بارت است که به تحلیل شیوه ارسال پیام و اهداف ضمنی در رمزگان­های فرهنگی متن می‌پردازد. در پژوهش حاضر با تکیه‌بر نظریه بارت، با روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل چهار سوره نازعات، عبس، شمس و تین پرداخته‌شده تا برخی اهداف و ایدئولوژی‌های پنهان در پشت داستان‌های آن روشن شود. بر­این­اساس، داستان موسی و فرعون، ماجرای نادیده گرفتن درخواست نابینای معرفت‌جو، داستان قوم ثمود و پی بریدن شتر سفارش­شده حضرت صالح (ع) و درنهایت، داستان کوه سینا و سخن گفتن خداوند با موسی (ع) به‌عنوان رمزگان­های برجسته فرهنگی در این چهار سوره شناخته شدند. چنین نتیجه‌گیری شده است که این داستان­ها غالباً درس اخلاق و خودشناسی را در ضمن خود دارند: سوره نازعات، پیام دوری از غرور و پیروی از هوای نفس را دارد؛ سوره عبس، امربه‌معروف را بر اساس درخواست و احساس نیاز انسان‌های طالب حقیقت سفارش می­کند و نه بر اساس تمایلات شخصِ آمِر به‌معروف؛ سوره شمس انسان را از پیروی راه اکثریت جامعه بر حذر داشته و خواهان استقلال شخصیتی و عقیدتی تک‌تک افراد جامعه بدون تأثیرپذیری از دیگران است و سوره تین نیز حضور در طبیعت به‌ویژه کوهساران را برای ارتقاء سطح بینش و ادراکات انسان لازم دانسته و آن را عاملی برای خودشناسی و بازنگری در اعمال و رفتار خویش با دیگران معرفی کرده است.