کاربست نظریۀ شبکۀ شعاعی در معناشناسی واژگان قرآنی (صراط، سبیل، طریق)

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه سمنان، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه سمنان، ایران

3 دانشیار گروه زبان وادبیات عربی، دانشگاه محقق اردبیلی، ایران

4 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه سمنان، ایران

doi
چکیده

   نظریه شبکه شعاعی، یکی از نظریه­های مهم در معناشناسی شناختی است. با توجه به این نظریه، نخست معنای «پیش­نمونه» واژگان(صراط، سبیل، طریق)جهت دسیابی به معنای مرکزی آن­ها پرداخته می­شود؛ سپس ارتباط دادن معنای مرکزی آن­ها با توسعه معنایی در شبکه شعاعی صورت می­گیرد. شبکه شعاعی بدان اشاره دارد که هر واژه می­تواند در بافت­های گفتاریِ متفاوت، مفهومی مختلف و مرتبط با معنای مرکزی خود داشته باشد. توسعه معنایی نیز براساس رابطه همنشینی و استعاره مفهومی و طرحواره­های تصویری مورد تحلیل قرار می­گیرد. جُستار حاضر می­کوشد که با رویکردی شناختی و با تکیه بر روش توصیفی ـ تحلیلی به معناشناسی واژگان قرآنی(صراط، سبیل، طریق) با نظریه شبکه شعاعی بپردازد. از این پژوهش با توجه به استعاره مفهومی و طرحواره­های تصویری چنین حاصل می­شود که امور محسوس به عنوان مبدأ برای امور معنوی غیرمحسوس به عنوان مقصد بیان می­شوند؛ به جهت این­که انسان امور معنوی را در قالب محسوسات بهتر درک کرده و به کار می­گیرد. از شبکه شعاعی این کمک حاصل می­شود که خداوند با نظر داشتن شرایط و موقعیت­های گوناگون انسان، پیام متناسب با شناخت و فهم انسان را در کانون توجه قرار می‌دهد.