مطالعۀ جامعه شناختی احساسات و رهبری سیاسی

نویسندگان

1 استاد علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، جمهوری اسلامی ایران.

2 استادیار تاریخ، تمدن و انقلاب اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، جمهوری اسلامی ایران.

3 دانشجوی دکتری مطالعات انقلاب اسلامی دانشگاه تهران

4 دانشیار تاریخ، تمدن و انقلاب اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، جمهوری اسلامی ایران.

5 استادیار تاریخ، تمدن و انقلاب اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، جمهوری اسلامی ایران.

doi
10.30497/pkn.2022.241873.2906
چکیده

اگر سیاست را آکنده از احساسات بدانیم، واقعاً چیزی از سیاست باقی نمی‌ماند؛ زیرا عقلانیت و احساسات به یک اندازه در سیاست تأثیرگذار هستند. یکی از مهم‌ترین حوزه‎های دانش سیاست که احساسات، نقش و کارکرد قابل‌توجهی در آن دارد، حوزه «رهبری سیاسی» است. با این تفسیر، نوشتار حاضر با اتخاذ روش تحلیل «نظریه مبنا» به دنبال آن است که دریابد از منظر جامعه‌شناختی چه نسبتی میان احساسات و رهبری سیاسی وجود دارد؟ یافته­های پژوهش نشان دادند که هم رهبران سیاسی و هم پیروان در تعامل با یکدیگر، از احساسات بروزیافته «به‌مثابه اطلاعات اجتماعی»، استنباط و واکنش عاطفی ارائه می‌دهند و رفتار متناسب با آن احساسات را بروز می‌دهند. در همین راستا رهبران سیاسی در مواجهه با بحران‎ها، با شناخت ابعاد مختلف جامعه و احساسات پیروان، سعی در کنترل و مدیریت احساسات، آزادسازی شناختی، تجمیع انرژی‌های شورانگیز و درنهایت بسیج پیروان، پیگیری اهداف، تأمین منافع ملی و درنهایت غلبه بر بحران‌ها را دارند.