نقش کدخدا در تحولات اجتماعی ـ سیاسی دوره مشروطه تا اصلاحات ارضی (مورد مطالعه: طایفه بَکِش از ایل مَمَسنی)

نویسندگان

1 استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی تهران

2 دانشگاه علامه طباطبایی

3 دانش آموخته دکتری، گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد.

doi
10.30497/pkn.2022.241737.2897
چکیده

ورود ایل ممسنی به فضای جغرافیایی شولستان در اواخر دوره صفویه، مرزبندی­های اجتماعی و سیاسی طوایف در چارچوب قلمروهای جغرافیایی مجزا را به همراه داشت. بر این اساس، طوایف چهارگانه ایل ممسنی و متعاقباً «تُرک­تباران قشقایی ماهور میلاتی» مبتنی بر کارویژه­های جغرافیای طبیعی و انسانی خود، به معادلات سیاسی فضا در روابط درون­طایفه­ای و برون­­طایفه­ای شکل دادند. در این رهگذر، طوایف پنج­گانه ممسنی در درون قلمرو خود، تیره­های متعددی را خلق کردند. بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش این است که کدخداهای قلمرو جغرافیایی طایفه بَکِش چه نقشی در تحولات اجتماعی و سیاسی ایل ممسنی طی دوره مشروطه تا اصلاحات ارضی داشته­­اند؟ پژوهش حاضر از نوع بنیادی و رویکرد محققان به روش توصیفی ـ تحلیلی است. برآیند مطالعات صورت گرفته و نتایج پژوهش نشان داد، نقش کدخداهای قلمرو جغرافیایی طایفه بَکِش مبتنی بر بهره­گیری از عناصر سه­گانه «وراثت»، «مالکیت» و «قدرت» در راستای «مدیریت ­قلمرو»، «قلمروداری» و «قلمروگستری» در تحولات اجتماعی و سیاسی ایل ممسنی بوده است.