تغییر شکل هوموس تحت تأثیر تیپهای مختلف جنگلی و سالهای متفاوت پس از عملیات بهرهبرداری
نویسندگان
1 نویسنده مسئول، دکترای مهندسی جنگل، گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
2 استاد، گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
doi
10.22092/ijfpr.2022.358979.2055چکیده
نوع لاشبرگ تولیدی درختان بهعنوان عامل تأثیرگذار بر فرایندهای بومشناختی و تشکیل افقهای خاک، نقش کلیدی در وضعیت و عملکرد بومسازگان جنگل دارد. در پژوهش پیشرو، شکل هوموس در تیپهای متفاوت جنگلی طی بازههای زمانی مختلف پس از عملیات بهرهبرداری (شش، 10 و 20 سال) در مسیرهای چوبکشی جنگل خیرود در شهرستان نوشهر بررسی شد. هر مسیر چوبکشی با سه تکرار در تودههای راش خالص، راش- ممرز و راش آمیخته شناسایی شد. درمجموع، 81 پروفیل با اندازههای 30×30 سانتیمتر مربع در آنها حفر شد تا با استفاده از پیشنهاد گروه هوموس اروپا طبقهبندی شوند. نتایج نشان داد که هوموس مول، غالبترین سیستم هوموس در لاشبرگ تودههای راش آمیخته و راش- ممرز بود، درحالیکه فراوانترین آن در لاشبرگ راش خالص به هوموس آمفی تعلق داشت. در مسیر چوبکشی تحت لاشبرگ راش آمیخته، اولیگومول فراوانترین شکل هوموس بود، درحالیکه یومزوآمفی، یوماکروآمفی و هیمومودر بهعنوان رایجترین شکلهای هوموس در مسیرهای تحت لاشبرگ راش خالص شناسایی شدند. سیستمهای هوموس مشاهدهشده در مسیرهای چوبکشی شش و 10 ساله شامل مول، آمفی و مودر بودند، درحالیکه در مسیر چوبکشی 20 ساله فقط هوموسهای مول و آمفی مشاهده شدند. بیشترین ضخامت افقهای آلی (1/10 سانتیمتر) در مسیر چوبکشی 20 ساله تحت لاشبرگ راش خالص بهدست آمد، درحالیکه بیشترین ضخامت افق آلی- معدنی (8/3 سانتیمتر) در لاشبرگ متعلق به توده راش آمیخته در همان مسیر چوبکشی مشاهده شد. با گذشت 20 سال، هوموس در تیپ جنگلی راش آمیخته در مقایسه با منطقه دستنخورده به شکل اولیه خود نزدیکتر شده بود و شرایط بهتری را برای بهبود وضعیت خاک داشت.