الگوهای جهان‌ متن، گفتمان و زیرشمول در مجموعه شعری «شاهِدَةُ قَبرٍ مِنْ رخامِ الْکَلِماتِ» یحیی سماوی با تکیه بر نظریه پل ورث

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

2 گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

3 گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

doi
10.48308/jalc.2025.240189.1399
چکیده

بیان مسئله و هدف: زبان­‌شناسی شناختی از عناصر اصلی علم زبان­‌شناسی است که برای دریافت پیام به بررسی ارتباط میان ساختار و زبان با متن می­‌پردازد. هر شاعری با توجه به حوزهٔ ادبی و شرایطی که در آن قرار گرفته عناصر ویژه­‌ای را که متناسب با مفاهیم مدنظرش است گزینش و میان زبان شعری خویش با مقصود اصلی پیوستگی ایجاد می­‌کند. بررسی هر کدام از ابعاد و لایه­‌های گفتمانی برای رساندن مقصود به مخاطب قابلیت واکاوی دارد. پل ورث از نظریه‌پردازان مشهور حیطهٔ زبان‌شناسی شناختی است که نظریه‌اش جامع و شامل نظریه‌های پیشین است و با تکیه بر نظریهٔ وی می­‌توان به درک بهتری از یک اثر ادبی دست یافت. ورث، در نظریهٔ متن خود، مفهوم اساسی زبان­‌شناسی متن و زبان­‌شناسی شناختی را با هم تلفیق و فرایندی را تکمیل می‌­کند که همانند آن در آثار برجستهٔ قبلی مانند مقدمه­‌ای بر زبان­‌شناسی متن بوگراند و درسلر (1981م) و آثار ون دایک و کینچ (1983م) وجود ندارد. وی، در رویکرد جهان متن، متن را در سه حیطهٔ جهان متن، جهان گفتمان و جهان زیر‌شمول کاوش می‌کند؛ این رویکرد به‌دلیل جامع‌بودن قابلیت بررسی زبان­‌شناسانهٔ آثار ادبی را دارد. یحیی سماوی از شاعران سرآمد دوران معاصر عراق است که زبان شعری‌­اش با مدد‌جستن از عاطفه و خیال قوی شاعرانه‌­اش گاه پیچیده و گاه عامه‌فهم است و محور اساسی سروده‌هایش حول محور بیان فجایع و اقداماتی می‌گردد که از‌سوی اشغالگران آمریکایی صورت گرفته و شرایط زندگی در سرزمینش را تحت‌تأثیر قرار داده­ است. پژوهش حاضر در پی آن است که با ابعاد زبان‌­شناسی شناختی پل ورث که بر پایهٔ جهان متن، جهان گفتمان و جهان زیر‌شمول استوار است به بررسی جهان‌­های سه‌­گانه در اثر «شاهِدَةُ قَبرٍ مِنْ رخامِ الْکَلِماتِ» از یحیی سماوی بپردازد.روش­‌شناسی: پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و بر‌اساس رویکرد الگوهای جهان­‌های متن، گفتمان و زیر‌شمول پل ورث به بررسی مجموعهٔ شعری «شاهِدَةُ قَبرٍ مِنْ رخامِ الْکَلِماتِ» یحیی سماوی پرداخته است.بحث و تحلیل: زبان­‌شناسی شناختی یکی از راه‌­های اندیشیدن در ادبیات است که از منظر زبان­‌شناسی به بررسی متون ادبی می­‌پردازد. پل ورث (Paul Werth)، نظریه‌پرداز معاصر، در رویکرد جهان متن، متن را در سه حیطهٔ جهان متن، جهان گفتمان و جهان زیر‌شمول کاوش کرده؛ این رویکرد به‌دلیل جامع‌بودن قابلیت بررسی زبان­‌شناسانهٔ آثار ادبی را دارد. از آنجایی که نقد ادبی به‌دلیل محدودیت­‌هایی قادر به اتصال جهان متن به جهان خواننده و بررسی همهٔ زوایای یک متن نیست، از این رهگذر نیازمند به نظریه­‌ای است که از دیدگاه علمی و خلاقیت ادبی بتواند وارد فضای متن شود و نظریهٔ پل ورث این امکان را فراهم می­‌سازد. یحیی سماوی با توجه به اشغال سرزمینش از‌سوی آمریکایی‌ها، که شرایط جامعه را دچار خفقان کرده، مفاهیم بنیادی و اساسی اشعارش را با شیوه‌های شاعرانه و ادبی پوشانیده است. بررسی مجموعهٔ شعری «شاهدةُ قبر مِن رُخامِ الکلمات» اثر سماوی بر‌اساس رویکرد شعرشناسی شناختی پل ورث به مخاطب در دریافت مفاهیم اساسی شعر کمک شایانی می‌کند.دستاوردها: با شناسایی عناصر جهان متن در این اثر، سیر اصلی و هدف بنیادی شاعر به‌تصویر‌کشیدن وضعیت سرزمینش به‌دست اشغالگران است. زمان در این اثر بیشترین بسامد را در گریز به گذشته و جلو‌رفت دارد که دلیل آن قرار‌دادن مخاطب در اتفاقات گذشته و ایجاد امید و تشویق به استقامت و تصویرسازی آینده‌ای روشن برای گفته‌خوانان است. مکان در این مجموعه همواره در حال تغییر است و بیشتر حس خفقان و درد و اندوه را با خود به همراه دارد و از آنجایی که مکان زندگی شاعر اشغال شده است، بیشترین توجه را به این عنصر جهان‌ساز دارد. شاعر، در جهان گفتمان، اطلاعات آنی از مفهوم مدنظرش را در اختیار خواننده قرار داده و مخاطب را با خاطرات، امیال و اهداف خویش آشنا ساخته و وارد عرصهٔ شعری خویش کرده است. وی در جهان متن با استفاده از عناصر جهان­ساز به سروده‌هایش گسترهٔ معنایی بخشیده و بخشی از بازنمایی جهان متن را در محور گروه­‌های گزاره‌­گستر قرار داده که بسامد متن تعلیمی به‌دلیل هدف‌­گستر بودن اثر حاضر بیشتر است. هر سه بُعد جهان زیر‌شمول در این مجموعه وجود دارد و شاعر در بُعد اشاری از نظر زمانی عقب‌رفت و جلو‌رفت دارد و شخصیت‌­ها را از اول شخص به سوم شخص تغییر می‌­دهد.