بررسی تاریخ تحول فرم در شعر فارسی تا عصر نیما براساس نظریۀ تاتارکیویچ
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی، قزوین، ایران.
doi
10.22054/jrll.2025.87334.1183چکیده
امروزه طیف گستردهای از منتقدان و پژوهشگران ادبی بر سر این تعریف از ادبیات توافق دارند که ادبیات چیزی جز فرم نیست و تنها فرم است که میتواند آثار ادبی را از آثار غیرادبی جدا کند. بنابراین شناخت ادبیات، تاریخ تحولات ادبی، و مطالعات نقد ادبی بیش از هر چیز به شناخت فرم ادبی و آگاهی از تحولات فرمهای ادبی وابسته است. پژوهشهای سنتی در شعر فارسی، به رغم دقت گسترده و جزئی در مطالعۀ عناصر فرمساز یا هنرسازهها، به مفهوم فرم بهعنوان عنصر اساسی شعر بیتوجه بودهاند. مطالعات ادبی در ایران همواره دچار ضعفهای علمی بنیادینی بوده و کمک چندانی نیز به تحول شعر فارسی نکرده است. به همین سبب در این مقاله تلاش میشود با بهرهگیری از نظریات فرمشناس بزرگ لهستانی، ووادیسواف تاتارکیویچ، که از بهترین پژوهشها در مقولۀ فرم است، تا حدی مفهوم فرم ادبی و سیر تحول فرمهای ادبی در شعر فارسی تا نیما را نشان داده شود. حاصل این پژوهش نشان میدهد که میتوان تاریخ تحول شعر فارسی را از منظر فرم بهخوبی بررسی کرد و فرمهای شعر فارسی نیز تقریباً با تقسیمبندی تاتارکیویچ از تاریخ فرم هنری همخوانی دارد.