تحلیل کاربست گفتمان سکوت در سوره مبارکه یوسف (ع)

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و زبان‌ها، دانشگاه اراک

2 دانشیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه اراک

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه اراک

4 استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه اراک

doi
چکیده

چکیدهسکوت به مثابۀ یک کنش ارتباطی، نقش مهمی در انواع گفتمان ایفا می‌کند. سکوت شالوده زبان، فکر و شناخت است. سکوت متمم گفتار و یا بیش‌تر از آن است. وجود عناصر غایب در گفتمان، با حضور معنادار خود تأثیر بسزایی بر مخاطب می‌گذارند و او را به اندیشه فرا می‌خوانند. قرآن کریم به عنوان یک اثر بلاغی و ادبی دارای عناصر غایب و مسکوت بسیاری است که پژوهشگران را برای واکاوی آیات الهی برمی‌انگیزد تا دیگر نکات بلاغی آن را  آشکار سازند. در جستار حاضر برآنیم به روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر نظریه گفتمان سکوتِ روایی و با استناد به تفاسیر قرآنی معتبر، سوره یوسف را در سه سطح ساختاری، معنایی و کاربردشناختی واکاوی کنیم. در این راستا به دنبال پاسخی روشن به این سوال هستیم که سکوت چه تأثیری در چندمعنایی و خوانش سوره مذکور دارد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد که سوره یوسف از سه سبک سکوت برخوردار است که نشان از انسجام ساختاری و معنایی این آیات الهی دارد. سکوت ساختاری ضمن موجز ساختن کلام، گره‌افکنی و تعویق معنا، در کنار سکوت معنایی به تصویرسازی پرداخته و فضا را ملموس‌تر کرده است. سکوت کاربردشناختی با بسامد بالای خود، مؤید عفت و معصومیت حضرت یوسف است. کامل شدن شکاف‌های موجود به کمک دانش پیشین مخاطب و بافت، سبب بازاجرایی و خوانش معانی می‌شود و زمینه تفاسیر متعدد برای آیات الهی را فراهم می‌سازد.