نگاهی تازه به یکی از اختلاف قرائت‌های شعر حافظ: بررسی موردی، سواد سِحر یا سواد سَحَر؟

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر، ایران.

doi
10.22054/jrll.2025.87683.1189
چکیده

یکی از انواع ایهام در اشعار حافظ که کمتر به آن پرداخته‌شده، چندگانه‌خوانی یا چندمعنایی‌های حاصل از "اختلاف قرائات" است. امروزه با تعداد کثیری نسخۀ خطی کهن از اشعار حافظ مواجهیم که اختلاف ضبط و قرائات گوناگون نسخه‌نویسان در آن‌ها موج می‌زند. هرچند این خود مهم‌ترین عامل به‌وجودآمدن ضبط‌ها و تصحیحات گوناگون از برخی ابیاتِ محل بحث است، اما گاه این چندگانگی و چندخوانگی نه حاصل اختلاف نسخ، بلکه محصول اختلاف‌های مخاطبان و خوانندگان در نحوۀ قرائت یک واژه یا عبارت است که این خود می‌تواند محملی برای کشف نوع دیگری از ایهام در اشعار خواجۀ شیراز باشد. در این مقاله تلاش می‌شود با تکیه‌بر نظریۀ دریافت و دیدگاه‌های خواننده‌محور هرمنوتیک که قائل به دخالت آگاهانه و ناخودآگاهانه مخاطب در معناپردازی متن است و برداشت‌ها و تفاسیر و قرائات گوناگون را ممکن و حتی غیرقابل‌اجتناب می‌داند، به مسئلۀ اختلاف قرائات در اشعار حافظ نگاهی تازه انداخته شود و این مسئله بررسی شود که آیا می‌توان به‌جای به‌گزینی مرسوم میان شارحان، با پذیرش امکان درستی چند قرائت برای یک عبارت، به نوع کمتر پرداخته‌شده‌ای از ایهام در اشعار حافظ دست‌یافت؟ تحلیل موردی یکی از این موارد اختلاف قرائت (سواد سِحر/سَحَر) آشکار می‌سازد که چگونه دخالت خواننده در انتخاب یا ترکیب قرائت‌ها، گونه‌ای از ایهام نو را شکل می‌دهد که در آن، مؤلف و مخاطب هر دو در تولید معنا سهیم‌اند. بر این اساس، اختلاف قرائت‌ها در دیوان حافظ چه ناشی از انتخاب آگاهانۀ شاعر و چه حاصل ظرفیت‌های زبان و گفتگوی خواننده‌محور، می‌تواند به‌جای مانع عنصری کلیدی در ایجاد متنی باز و تأویل‌پذیر، و بستری برای گشودگی معنایی و چندصدایی متن تلقی شود. متنی که با هر خوانش تازه، افقی نو از معنا را می‌گشاید.