بررسی ساختاری سنتهای ادبی در نظیرههای مخزنالاسرار از قرن هفتم تا دهم هجری «برپایۀ استعاره، تشبیه، تمثیل و کنایه»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان وادبیات فارسی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران
3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.
doi
10.22054/jrll.2025.85179.1152چکیده
منظومۀ مخزنالاسرارِ نظامی از آثار ارشمند در حوزۀ ادبیات تعلیمی است که مورد اقبال و تقلید شعرای بسیاری قرار گرفته است. بررسی نظیرههای این مثنوی از دیدگاههای ساختاری و محتوایی، تأثیرپذیری این شاعران از نظامی گنجوی و ویژگیهای سبکی این اثر را آشکار میسازد. در پژوهش حاضر 8 نظیرۀ مخزنالاسرار از قرن هفتم تا دهم هجری شامل مطلعالانوار، صفانامه، روضةالانوار، المشاهد، مظهرالآثار، نقش بدیع، مظهرالاسرار و تحفهالاحرار مورد مطالعه قرار گرفته است. هدفِ پژوهش بررسی سنتهای ادبی در اشعار نظیرهگویان مخزنالاسرار و یافتن میزان تأثیرپذیری ساختاری و محتوایی (سبکی، بیانیِ) آنها با این منظومه است. بیان میزان بهکارگیری نظیرهپردازان مخزنالاسرار از مهارتهای کاربرد سنتهای ادبی در نسبت با این مثنوی و یافتن نوآوری ساختاری و محتوایی آنها از دیگر هدفهای این پژوهش است. یافتهها نشان میدهند که ارتباط مخزنالاسرار و نظیرههای آن، ماهیتی تقلیدی دارد بهطوریکه اثر پسین، بازسرایی و بازآفرینی معنایی از پیشگفتهشده در شکل و بافتی تقلیدی از مخزنالاسرار است و این تقلید چیزی از ویژگیهای فردیِ مقلّد را در خود ندارد که سبب تفاوت آنها از اثر الگو شود. این ارتباط زمینههای تقلید، تداعی، تلفیق و وابستگی را شامل میشود. علاوهبراین هیچ یک از نظیرهگویان نتوانستند به همطرازی و عمق سخن و اندیشۀ نظامی برسند و بیشتر به ظاهر و ساختار بیرونی مخزنالاسرار توجه داشتهاند. نظامی تمام آرایههای بلاغی را بیشتر برای مضمونپردازی و آراستن لفظ و صورت به خدمت میگیرد و حتی سادهترین معانی را چنان هنرمندانه به تصویر میکشد که نظیر آن را در هیچ یک از مقلّدان وی نمیتوان یافت.