کارکردهای انسجامی حروف ربط در اشعار قیصر امین‌پور

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا; تهران، ایران

doi
10.22054/jrll.2025.86877.1177
چکیده

مایکل هلیدی در نظریۀ انسجام قائل به دو عامل انسجام واژگانی و دستوری است. عامل انسجامِ دستوری خود به زیرمجموعه‌هایی تقسیم می‌شود. در میان عوامل انسجام دستوری، بررسی حروفِ ربط ازآنجاکه مفصل و پیوند‌دهندۀ جملات است، انسجام را به‌طور ویژه نشان می‌دهد. از منظر هلیدی این حروف به چهاردسته: افزایشی، تقابلی، علّی و زمانی تقسیم می‌شوند. در اشعار معاصر که صورت نوشتن به روش پلکانی است، گاه حروف ربط به‌تنهایی در یک پله قرار می‌گیرد و شکل برجسته‌ای در میان بندها می‌یابد؛ گاه یک آغاز ناگهانی را در شعر رقم می‌زند؛ و گاه چنان در گسترۀ شعر تکرار می‌شود که سبب برجستگی معنا و مفهومِ مدنظر می‌گردد. در این پژوهش حروف ربط در اشعار قیصر‌امین‌پور به جهت کاربرد گسترده در بین پاره‌جمله‌ها و بندها بررسی شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که قیصر امین‌پور با آگاهی از دستورزبان و به‌کارگیریِ عالمانه و متبحرانه حروف ربط توانسته است منظور خود را برجسته و نشان‌دار کند. این امر هم در مبحث دستوری-معنایی و هم در مبحث بلاغی مصداق دارد. همچنین بسامد انواع حروف ربط در هر یک از دفترهای شعر او نشان‌دهندۀ شمای تعریف شده‌‌ای از گفتمان شاعر در دوره‌های مختلف است. این نوع توجه در خصوص به‌کارگیری حروف ربط، به کلام و گفتمان شاعر شکلی تازه بخشیده است.