تأثیر جنگلکاری با گونههای پهنبرگ و سوزنیبرگ بر پایداری خاکدانهها و ترسیب کربن خاک در منطقه ریمله خرمآباد
نویسندگان
1 نویسنده مسئول، دانشیار، گروه جنگلداری، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
2 دکتری جنگلشناسی و اکولوژی جنگل، اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان لرستان، خرمآباد، ایران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد جنگلشناسی و اکولوژی جنگل، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
doi
10.22092/ijfpr.2021.353766.1986چکیده
در پژوهش پیشرو اثر جنگلکاری با گونههای پهنبرگ و سوزنیبرگ بر برخی ویژگیهای خاک در جنگلکاریهای منطقه ریمله خرمآباد بررسی شد. این پژوهش در قالب یک طرح کامل تصادفی با چهار تیمار سرو نقرهای، کاج بروسیا، بادام کوهی و منطقه شاهد در چهار تکرار انجام شد. پس از اندازهگیری ویژگیهای اشکوب درختی شامل قطر برابرسینه، سطح تاج و ارتفاع در هر قطعهنمونه (20×20 متر مربع)، دو نمونه ترکیبی خاک نیز از عمقهای صفر تا 10 و 10 تا 20 سانتیمتری برداشت شد. در این نمونهها، نسبت اندازههای خاکدانه و شن خاک، بُعد فراکتال، میانگین وزنی (MWD) و هندسی قطر (GMD) خاکدانهها بههمراه ترسیب کربن خاک اندازهگیری شدند و با استفاده از تجزیه واریانس دوطرفه مقایسه شدند. براساس نتایج بهدستآمده، خاکدانههای درشت (بیشتر از 2000 میکرومتر) و ریز (کمتر از 53 میکرومتر) و پایداری آنها در خاک تیپهای بادام کوهی و کاج بروسیا بهطور معنیداری بیشتر از خاک سرو نقرهای و منطقه شاهد شدند. سرو نقرهای فقط مقدار خاکدانههای ریز خاک (53 تا 250 و کمتر از 53 میکرومتر) را بهطور معنیداری افزایش داد. همچنین، بادام کوهی سبب افزایش معنیدار میانگینهای وزنی و هندسی قطر خاکدانهها و ترسیب کربن خاک (حدود 22 تن در هکتار) شد. بهطورکلی در کوتاهمدت، بادام کوهی و کاج بروسیا نسبت به سرو نقرهای و منطقه شاهد با افزایش کربن آلی خاک سبب بهبود سریعتر پایداری خاکدانهها و ویژگیهای خاک شدند.