فراهنجاری دستوری فصل و وصل در قرآن کریم با تکیه بر نظریۀ متنیت

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ کارشناسی ارشد تفسیر، دانشکدۀ علوم قرآنی مشهد، ایران

2 استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، دانشکدۀ علوم قرآنی مشهد، ایران

doi
چکیده

مبحث «فصل و وصل» یکی از ارزشمندترین مباحث علم معانی و یکی از مهارت‌های مورد نیاز در فهم صحیح متون به‌ویژه متن قرآن به‌شمار می‌آید. این در حالی است که با تأمل در کلام خداوند می‌توان به مصادیقی دست یافت که برخی از قوانین بلاغی مهم و ثابت این بحث را مخدوش می‌سازد. از این‌رو بازخوانی این مبحث ‌مهم امری اجتناب‌ناپذیر می‌نماید. بدین تصور نوشتار حاضر بر آن است تا با توجه به نظریۀ متنیت و تکیه بر اصل فراهنجاری(هنجارگریزی)، به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزار ادبیت متن، ضمن روش توصیفی-تحلیلی، موارد عدول از قواعد حاکم بر مبحث فصل و وصل را در آیات قرآن مورد بررسی قرار دهد و ضمن ارائۀ یک تحلیل روشنگر برای هر عبارت، به این سوال اصلی پاسخ دهد که: فراهنجاری در مواضع فصل و وصل تا چه اندازه متاثر از بافت است و تأثیر این فراهنجاری بر متنیتِ متنِ قرآن و ظرافت‌های معنایی ورای آن چیست؟ بررسی داده‌های قرآنی نشان داد که قواعد موجود در باب فصل و وصل، قطعی و یقینی نیست بلکه مواضع فصل و وصل با توجه به بافت متن و سیاقمندی معنا قابل عدول است. لذا وجود تکه‌متن‌هایی گسسته در موضع وصل و یا ذکر کلامی پیوسته در موضع فصل برای قواعد فصل و وصل دو وظیفۀ معناشناختی و کاربردشناختی را با هم فراهم می‌سازد. به بیان دیگر کاربست و عدم کاربست حرف عطف «واو» نقش بسزایی در زایش معنا ایفا می‌کند. همچنین معانی تعلیل، تعدید و شمارش، تصویر مبالغه‌آمیز فضای ترس و دهشت، تاکید بر تغایر مفهوم دو جمله از جمله معناهایی هستند که حرف «واو» با عدول از اصول فصل و وصل آن‌ها را آفریده است.