بررسی و تحلیل استعارههای شناختی در ساختار افعال با تکیه بر سیاحتنامۀ ابراهیم بیگ مراغهای
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم، ایران.
2 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.22054/jrll.2025.83342.1126چکیده
استعارۀ شناختی الگو و چهارچوبی است که ذهن بشر برای درک جهان از آن بهره میگیرد؛به گونهای که انعکاس مفاهیم غیرملموس در زبان و خلق مفاهیم جدید در قالب پدیدههای زبانی پیوند زبان، ذهن و جهان را شکل میدهد. طبعاً جهان بیرون و تحولات آن در طول تاریخ بر ذهن، و به دنبال آن بر زبان تأثیر میگذارند که در این روندِ تأثیرگذاریْ بسیاری از مفاهیم به صورت استعارۀ شناختی متبلور میشوند. با شروع دورۀ مدرن مفاهیم فراوانی در قالب استعارۀ شناختی در ساختارهای گوناگون زبان فارسی بهخصوص در ساختمان افعال خلق، بازآفرینی و یا دگرگون شدند. این روند در این دوران نسبت به دورههای پیشین سرعت و شکل متفاوتی گرفت. از جمله آثاری که در دورۀ مدرن نوشته شده، "سیاحتنامۀ ابراهیم بیگ" است. به نظر میرسد این اثر بهعنوان یکی از آثار آغازین دورۀ مدرن نثر فارسی، میتواند تحول استعارههای شناختی در قالب افعال را نمایان سازد. نوشتۀ حاضر با در نظر گرفتن اثر مذکور بهعنوان پیکرۀ پژوهش، با روش استقرائی-تحلیلی در پی بررسی و تحلیل تأثیر استعارههای شناختی بر ساختمان افعال در این متن است. حاصل پژوهش نشان میدهد، استعارههای هستیشناختی در ساختمان افعال بسیار پرکاربردند، در حالیکه استعارههای ساختاری نقش کمتری در ساختمان افعال دارند. استعارۀ جهتی نیز فقط در بعضی افعال تأثیرگذار بوده است.