تحلیل گفتمان انتقادی سوره قصص بر اساس رویکرد نورمن فرکلاف

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات عربی- دانشگاه فردوسی- مشهد

2 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عربی- دانشگاه فردوسی- مشهد

doi
چکیده

تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی نو از نظریۀ تحلیل­گفتمان است که به دو رویکرد اجتماعی و زبانشناختی پرداخته می­شود. در رویکرد اجتماعی به گفتمان، بافت موقعیّتی و در رویکرد زبانشناختی، بافت متنی تشریح می­شود. نظریۀ تحلیل­گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف، یکی از مشهورترین نظریه­های حوزۀ گفتمان­کاوی به­شمار می­آید که در تلاش است ضمن بیان رابطۀ میان ملاک­های درونی و برونی متن، قدرت مسلّط جامعه­ای را که اثر ادبی در آن شکل گرفته، از طریق سه محور توصیف، تفسیر و تبیین مورد کنکاش قرار دهد. این نوشتار درصدد است به گفتمان­کاوی سورۀ قصص در سطوح سه­گانه بپردازد و به این پرسش­ها پاسخ دهد که: تأثیر فرامتن در سورۀ قصص چگونه رُخ داده است؟ آیا گفتمان رسمیِ حاکم بر سورۀ قصص بر اقشار اجتماعی نمود یافته است؟ نتایج فرامتن و گفتمانِ رسمی در این سوره کدام است؟ روش پژوهش با استفاده از ابزار کتابخانه­ای و به­صورت توصیفی- تحلیلی و براساس الگوی تحلیل گفتمان فرکلاف است. نتایج نشان می­دهد که در سطح توصیف، با کنکاش ساختار متنی همچون واژگان و جملات، ایدئولوژی تبیین شده است. در سطح تفسیر، غلبۀ گفتمان الهی است که دربرابر گفتمان­های استکباری به­وضوح دیده می­شود. در سطح تبیین، تأثیرگذاری فرامتن و گفتمان رسمی بر جامعه، شخصیّت­ها و آیندۀ آنان، نمود می­یابد.