بررسی بینامتنیت قرآنی غزلیات فیض کاشانی بر اساس نظریه ی ژرار ژنت
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز
2 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه شیراز
doi
چکیده
بررسی روابط بینامتنی یکی از تأثیرگذارترین و کاربردیترین مقولههای نقد ادبی به حساب میآید. از میان نظریهپردازان بینامتنیت، ژرار ژنت و نظریهی او بیش از سایرین مورد توجّه قرار گرفته است. بینامتنیت ژنت یکـی از اقسـام نظریهی ترامتنیت اوست. از نظر ژنت در صورت وجود عناصر مشترک میان دو متن، رابطهی همحضوری میان آنها برقرار میشود. پس از ظهور اسلام، قرآن به عنوان یک زیرمتن از نظرگاههای مختلف زیباییشناسی صوری و معنایی، مرجع و منبع بسیاری از شاعران بوده است. یکی از این شاعران فیض کاشانی عالم بزرگ شیعی در قرن یازدهم است. اصلیترین زیرمتن تشکیلدهندهی اندیشهی او در غزلیاتش قرآن کریم است. بیتردید در شرح و تفسیر صوری و معنایی غزلیات فیض بررسی روابط بینامتنی قرآن و شعر او موجب شناخت بهتری از شعر او میشود. این پژوهش به شیوهی توصیفی-تحلیلی و بر اساس روش کتابخانهای انجام گرفته است. هدف این جستار، بررسی مناسبات بینامتنی قرآن و غزلیات فیض کاشانی است. برای این منظور از میان نظریههای مختلف بینامتنیت با انتخاب روش خاص بینامتنیت ژرار ژنت به بررسی بینامتنیت قرآنی غزلیات فیض پرداخته میشود. برآیند این پژوهش نشان میدهد که فیض به عنوان یک عالِم و مفسّر قرآنی از میان روابط سهگانهی بینامتنی ژنت(صریح،غیرصریح و ضمنی) در سرتاسر اشعارش به وفور و با تشخّصبخشی و خلق مضامین شعری متفاوت به شیوههای صریح(بهخصوص در حوزهی واژگان)و ضمنی(بهویژه در حوزهی مضامین) از قرآن بهره گرفته است.