تأثیر توانمندی و کارآمدی دولتهای محلی بر اجرای سیاست تمرکززدایی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه پیام نور
doi
چکیده
امروزه، گرایش فزایندهای به اجرای سیاست تمرکززدایی در سراسر دنیا مشاهده میشود. یکی از مهمترین دلایل این امر، آن است که بسیاری از کشورها سیاست تمرکززدایی را بهعنوان روشی برای بهبود عملکرد بخش عمومی بهکار میبرند. اینگونه انتظار میرود که چنین سیاستی، به اهدافی همچون افزایش رفاه جامعه، افزایش کارایی اقتصادی و درنهایت رشد اقتصادی بینجامد. زیرا دولتهای محلی بهدلیل نزدیکی بیشتر به افراد ساکن در مناطق تحت پوشش خود، سلیقۀ مردم را بهتر میشناسند.پژوهش حاضر از منظر هدف، یک تحقیق بنیادی و از منظر روش، دارای روش تحلیلی است. این مقاله با بهکارگیری یک الگوی ریاضی، به تبیین میزان شناخت دولت مرکزی و دولتهای محلی از ارجحیتهای جامعه میپردازد. ازاینرو، با مقایسۀ این دو تابع شناخت، وضعیت واگذاری اختیارات به دولتهای محلی مورد بررسی قرار میگیرد. بدینترتیب، با توجه به دو مفهوم کارآمدی و توانمندی دولتهای محلی، مناسببودن و یا مناسبنبودن واگذاری اختیارات به دولتهای محلی تجزیه و تحلیل میشود.نتایج حاصل از این مطالعه نشان میدهد که عواملی همچون سطح دموکراسی، میزان بهکارگیری نیروی انسانی متخصص و میزان دستیابی به اطلاعات راجع به نیازهای افراد ساکن در هر بخش، بر شناخت دولتها از ارجحیتهای جامعه تأثیرگذار است.