جامعه شناسی تاریخی تفهّم ذهنیت دواندیش در سنت سیاسی ایران دوره مدرن

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی،دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان،

2 عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی ، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان

3 عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی ، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان

doi
10.30497/pk.2020.75413
چکیده

جامعه ایرانی از سده نوزدهم بدین سو خصلتی دواندیش یافته و در درون آن نوعی ارزشگذاری نیز نهفته است . در این میان پرسش این که چه الگویی از نسبت «خود و دیگری» را می توان در رویارویی با ذهنیت های دواندیش در ایران دوره ی مدن صوربتندی نمود؟ بر همین اساس ،داده های منتخب مبتنی بر روش جامعه‌شناسی تاریخی - « راهبرد کاربرد مفاهیم برای تفهّم تاریخ اجتماعی» و کاربست نظریه نسبت «خود و دیگری» در اندیشه مارتین بوبر ،دوره ی مدرنبه بحث گزارده شده و یافته های حاصل شده در قاب یک الگوی تحلیل هندسی ، منتج شده از رابطه ی «من – تو» و «من – آن» ، قابل مصوّرسازی است؛ بسامد های ارتباطی رابطه ی «من – تو» ، عبارتند از الگوی «پذیرش» نظیر: تعامل کنشی ساحت دوتایی اجتماع و مذهب . الگوی«واسازی»، از قبیل: برافکنی و پی افکنی مفاهیم زوجی امرغیبت و حضور؛. بسامدهای ارتباطی رابطه ی «من – آن» ،نیز عبارتند از : الگوی «تقابل»، مانند: دوگانه عمل انقلابی و اندیشه رفرمیستی. الگوی «تنافی»، نظیر: نفی دوگانه مذهب و ایدئولوژی .