بررسی ویژگی های نثر شاعرانه در رمان خیرالنساء قاسم هاشمی نژاد
نویسندگان
1 دانشیارگروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
4 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
doi
10.22054/jrll.2025.85292.1154چکیده
در روزگار معاصر در رمان و داستان با توجه به افق و جهانی که روایت میکند، از گونههای زبانی متفاوتی استفاده میشود و در ژانرهای متنوعی طبقهبندی میگردد. پارهای از داستانها و رمانهای معاصر از نثری شاعرانه برخوردارند؛ نثری که گاه به جهت زیبایی و خیالانگیزی با شعر پهلو میزند. در این رمانها نویسنده با به کارگیری فنون گوناگون بلاغی و زبانی به زبان شعر نزدیک میشود. در میان رمانهای معاصر فارسی نثر خیرالنساء اثر قاسم هاشمینژاد، در شمار نثرهای شاعرانه جای دارد. در این پژوهش عناصر شاعرانۀ نثر رمان خیرالنساء، با روش توصیفی – تحلیلی از منظر نثر شاعرانۀ بلاغی و غنایی بررسی و تحلیل شد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که هاشمینژاد در عین حال که رمان خیرالنساء را به صناعات شعری و موسیقی کلام میآراید، عناصر داستانی را نیز در بستری از ابهام زیباییشناختی جهت انتقال بیواسطۀ افکار و احساسات شخصیتها و رخدادهای اصلی قرار میدهد. در این میان ویژگیهای شاعرانۀ بلاغی، یعنی ویژگیهای بیانی (مجاز ،تشبیه، استعاره و کنایه) و بدیع لفظی (مانند انواع سجع، جناس و واجآرایی) و بدیع معنوی (مراعاتالنظیر، حسآمیزی و ایهامتناسب) در مقایسه با عناصر شاعرانۀ غنایی برجستگی بیشتری دارند. بهطور کلی نویسنده توانسته است با بهکارگیری هنرمندانه از عناصر غنایی و بلاغی ساختاری نوین و متناسب با مضامین و محتوای رمان خلق کند و بر زیبایی فرمیک و محتوایی اثر بیفزاید و با ایجاد نوعی تعلیق معنا خواننده را در التذاد صوری و تفسیری متن مشارکت دهد.