بررسی مؤلّفه‌های تروما در رمان «نسکافیة مع الشریف الرضی» اثر میادة خلیل بر اساس نظریۀ تکالیف سوگ جیمز ویلیام وردن

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

doi
10.48308/jalc.2024.232896.1265
چکیده

پرداختن به مسائل شخصیتی و روانی انسان از جمله مسئلۀ سوگ و تروما که یکی از چالش‌های اساسی در زندگی انسان به حساب می‌آید، از موضوعات گیرایی است که امروزه نویسندگان سعی می‌کنند تا بدین طریق مخاطب را با خود همراه سازند. یکی از نظریه‌های کاربردی و علمی برای مشاوره و راهنمایی در راستای گذر از این مرحلۀ چالش‌زای زندگی، نظریۀ تکالیف سوگ جیمز ویلیام وردن است. او چهار تکلیف یعنی «پذیرش واقعیت فقدان»، «گذر از درد سوگ»، «سازگاری با محیط بدون متوفی» و «تغییر جای متوفی از نظر عاطفی» را برای افراد سوگوار در نظر می‌گیرد و با کاربست این مراحل، وی را برای سازگار شدن با دنیای بدون متوفی راهنمایی می‌کند. رمان نسکافیة مع الشریف الرضی اثر میادة خلیل یکی از رمان‌های روان‌شناختی است که با نظریۀ تکالیف سوگ کاملاً قابل تطبیق است. در این رمان شخصیت‌های مختلف عراقی و هلندی با موضوع سوگ درگیر بوده و واکنش‌های مختلفی را از خود نشان می‌دهند. پژوهش حاضر می‌کوشد تا به صورت توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر نظریۀ تکالیف سوگ، حالات روحی و روانی یکی از شخصیت‌های اصلی داستان به نام دیوید را در ارتباط با سوگ همسر عراقی‌اش سلمی تحلیل کند. یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که از چهار تکلیف ذکر شده در نظریۀ تکالیف سوگ، فقط سه تکلیف، یعنی «پذیرش واقعیت فقدان»،